fruitfulnesses

[ایالات متحده]/ˈfruːt.fəl.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈfruːt.fəl.nəs.ɪz/

ترجمه

n. حالت بارور بودن؛ فراوانی محصولات

عبارات و ترکیب‌ها

fruitfulnesses abound

فرازها و نشاط‌های فراوان

measure fruitfulnesses

اندازه گیری فراوانی‌ها

pursue fruitfulnesses

دنبال کردن فراوانی‌ها

enhance fruitfulnesses

افزایش فراوانی‌ها

cultivate fruitfulnesses

پرورش فراوانی‌ها

evaluate fruitfulnesses

ارزیابی فراوانی‌ها

achieve fruitfulnesses

رسیدن به فراوانی‌ها

recognize fruitfulnesses

تشخیص فراوانی‌ها

celebrate fruitfulnesses

جشن گرفتن فراوانی‌ها

share fruitfulnesses

اشتراک گذاری فراوانی‌ها

جملات نمونه

the fruitfulnesses of the garden amazed everyone.

باروری‌های باغ همگان را شگفت‌زده کرد.

we should celebrate the fruitfulnesses of our efforts.

ما باید باروری‌های تلاش‌های خود را جشن بگیریم.

different cultures have various fruitfulnesses in agriculture.

فرهنگ‌های مختلف دارای باروری‌های مختلف در کشاورزی هستند.

the fruitfulnesses of teamwork can lead to great success.

باروری‌های کار تیمی می‌تواند منجر به موفقیت بزرگ شود.

her research highlighted the fruitfulnesses of diverse ecosystems.

تحقیقات او باروری‌های اکوسیستم‌های متنوع را برجسته کرد.

we must recognize the fruitfulnesses of our community projects.

ما باید باروری‌های پروژه‌های جامعه خود را به رسمیت بشناسیم.

the fruitfulnesses of education are evident in society.

باروری‌های آموزش در جامعه آشکار است.

exploring the fruitfulnesses of innovation is essential.

بررسی باروری‌های نوآوری ضروری است.

his speech focused on the fruitfulnesses of collaboration.

سخنرانی او بر روی باروری‌های همکاری متمرکز بود.

we need to assess the fruitfulnesses of our strategies.

ما باید باروری‌های استراتژی‌های خود را ارزیابی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید