fueler

[ایالات متحده]/ˈfjʊələ/
[بریتانیا]/ˈfjulər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وسیله یا وسیله نقلیه که سوخت تأمین می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

fueler truck

کامیون سوخت‌رسان

fueler station

ایستگاه سوخت‌رسانی

fueler service

خدمات سوخت‌رسانی

fueler pump

پمپ سوخت‌رسان

fueler operator

اپراتور سوخت‌رسان

fueler equipment

تجهیزات سوخت‌رسان

fueler system

سیستم سوخت‌رسان

fueler management

مدیریت سوخت‌رسان

fueler delivery

تحویل سوخت‌رسان

fueler maintenance

نگهداری سوخت‌رسان

جملات نمونه

the fueler is responsible for refueling the aircraft.

سوخت‌رسان مسئول سوخت‌گیری هواپیما است.

before takeoff, the fueler checks the fuel levels.

قبل از برخاستن، سوخت‌رسان سطح سوخت را بررسی می‌کند.

the fueler must follow safety protocols during refueling.

سوخت‌رسان باید در هنگام سوخت‌گیری از پروتکل‌های ایمنی پیروی کند.

our fueler completed the job ahead of schedule.

سوخت‌رسان ما این کار را زودتر از موعد به پایان رساند.

the fueler noticed a leak in the fuel tank.

سوخت‌رسان متوجه نشت سوخت در باک سوخت شد.

training for a fueler includes learning about different fuel types.

آموزش سوخت‌رسان شامل یادگیری در مورد انواع مختلف سوخت است.

the fueler used a special nozzle for the refueling process.

سوخت‌رسان از نازل ویژه‌ای برای فرآیند سوخت‌گیری استفاده کرد.

it's crucial for the fueler to be attentive to details.

برای سوخت‌رسان توجه به جزئیات بسیار مهم است.

after refueling, the fueler logs the fuel quantity used.

پس از سوخت‌گیری، سوخت‌رسان مقدار سوخت مصرفی را ثبت می‌کند.

the fueler communicated with the pilot during the refueling.

سوخت‌رسان در هنگام سوخت‌گیری با خلبان ارتباط برقرار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید