fugu

[ایالات متحده]/ˈfuːɡuː/
[بریتانیا]/ˈfuːɡuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی بادکنکی، که برخی از گونه‌های آن سمی هستند

عبارات و ترکیب‌ها

fugu chef

سرآشپز فوگو

fugu preparation

آماده‌سازی فوگو

fugu dish

غذاي فوگو

fugu poisoning

مسمومیت با فوگو

fugu restaurant

رستوران فوگو

fugu delicacy

شیرینی فوگو

fugu expert

متخصص فوگو

fugu tasting

چشیدن فوگو

fugu menu

منوی فوگو

fugu safety

ایمنی فوگو

جملات نمونه

fugu is a delicacy in japanese cuisine.

ماهی فugu یک غذای خاص در آشپزی ژاپنی است.

eating fugu requires a trained chef.

خوردن ماهی فugu نیاز به یک سرآشپز آموزش دیده دارد.

fugu can be dangerous if not prepared correctly.

اگر به درستی آماده نشود، ماهی فugu می‌تواند خطرناک باشد.

many people travel to japan to try fugu.

بسیاری از مردم به ژاپن سفر می‌کنند تا ماهی فugu را امتحان کنند.

fugu is known for its unique flavor and texture.

ماهی فugu به دلیل طعم و بافت منحصر به فردش شناخته شده است.

there are strict regulations surrounding fugu preparation.

قوانین سختگیرانه ای در مورد آماده سازی ماهی فugu وجود دارد.

some chefs specialize in fugu dishes.

برخی از سرآشپزها در تهیه غذاهای ماهی فugu تخصص دارند.

fugu is often served in a traditional japanese setting.

ماهی فugu اغلب در یک محیط سنتی ژاپنی سرو می شود.

people often share stories about their fugu experiences.

مردم اغلب داستان های خود را در مورد تجربیات خود با ماهی فugu به اشتراک می گذارند.

fugu season attracts many food enthusiasts.

فصل ماهی فugu بسیاری از علاقه مندان به غذا را جذب می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید