blowfish

[ایالات متحده]/[ˈbləʊfɪʃ]/
[بریتانیا]/[ˈbloʊfɪʃ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی کوچکی با رنگ‌های روشن که توانایی پر کردن بدن خود با آب یا هوا در هنگام احساس خطر را دارد؛ نوعی ماهی پف کرده، به ویژه فوگوی ژاپنی؛ ماهی کوچکی با رنگ‌های روشن که توانایی پر کردن بدن خود با آب یا هوا در هنگام احساس خطر را دارد؛ نوعی ماهی پف کرده، به ویژه فوگوی ژاپنی؛ ماهی کوچکی با رنگ‌های روشن که توانایی پر کردن بدن خود با آب یا هوا در هنگام احساس خطر را دارد؛ نوعی ماهی پف کرده، به ویژه فوگوی ژاپنی؛ ماهی کوچکی با رنگ‌های روشن که توانایی پر کردن بدن خود با آب یا هوا در هنگام احساس خطر را دارد؛ (غیررسمی) فردی که خودستایی می‌کند یا اغراق می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

blowfish swim

ماهی فرفغه شنا

blowfish poison

سم ماهی فرفغه

blowfish caught

ماهی فرفغه صید شد

eating blowfish

خوردن ماهی فرفغه

blowfish farm

مزرعه ماهی فرفغه

blowfish spines

خار ماهی فرفغه

blowfish hunting

شکار ماهی فرفغه

blowfish market

بازار ماهی فرفغه

blowfish delicacy

غذای لذیذ ماهی فرفغه

blowfish inflate

متورم شدن ماهی فرفغه

جملات نمونه

the scuba diver carefully observed the blowfish swimming among the coral.

غواص به دقت ماهی بادکنکی را در میان صخره‌های مرجانی مشاهده کرد.

he kept a blowfish in his aquarium, marveling at its unique appearance.

او یک ماهی بادکنکی را در آکواریوم خود نگه داشت و به ظاهر منحصر به فرد آن شگفت زده شد.

the chef prepared a delicious blowfish dish with citrus and ginger.

سرآشپز یک غذای خوشمزه ماهی بادکنکی با طعم لیمو و زنجبیل تهیه کرد.

blowfish are known for their ability to inflate their bodies as a defense mechanism.

ماهی‌های بادکنکی به توانایی خود در متورم کردن بدنشان به عنوان یک مکانیسم دفاعی معروف هستند.

we saw several blowfish while snorkeling in the clear turquoise water.

ما در حالی که در آب زلال و فیروزه‌ای غواصی می‌کردیم، چندین ماهی بادکنکی دیدیم.

some cultures consider blowfish a delicacy, despite the risk of tetrodotoxin.

برخی از فرهنگ‌ها ماهی بادکنکی را یک غذای لذیذ در نظر می‌گیرند، با وجود خطر تترادوتوکسین.

the children were fascinated by the blowfish at the aquarium exhibit.

کودکان به ماهی بادکنکی در نمایشگاه آکواریوم علاقه مند بودند.

a small, spotted blowfish darted past us in the reef.

یک ماهی بادکنکی کوچک و خالدار به سرعت از کنار ما در صخره‌ها گذشت.

the fisherman carefully released the blowfish back into the ocean.

ماهیگیر با دقت ماهی بادکنکی را دوباره به دریا بازگرداند.

blowfish venom is being studied for potential medicinal applications.

سم ماهی بادکنکی در حال حاضر برای کاربردهای دارویی بالقوه مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

the marine biologist researched the blowfish's unique defense strategies.

زیست شناس دریایی استراتژی های دفاعی منحصر به فرد ماهی بادکنکی را مورد تحقیق قرار داد.

we admired the vibrant colors of the blowfish in the underwater photograph.

ما رنگ‌های زنده ماهی بادکنکی را در عکس زیر آب تحسین کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید