fules

[ایالات متحده]/fjuːlz/
[بریتانیا]/fjuːlz/

ترجمه

n. جمع fule؛ Fule (نام جغرافیایی)

جملات نمونه

the new safety fules are effective immediately.

قوانین ایمنی جدید فوراً اعمال می‌شوند.

strict fules govern player conduct on the field.

قوانین سخت‌گیرانه‌ای بر رفتار بازیکنان در زمین حکم می‌فرماید.

he was disqualified for breaking the competition fules.

او به دلیل نقض قوانین مسابقه ناکام شد.

the handbook explains the fules for classroom behavior.

این دفترچه راهنمای قوانین رفتار در کلاس را توضیح می‌دهد.

we need to change the fules to make it fair.

ما نیاز داریم قوانین را تغییر دهیم تا عادلانه‌تر شود.

simple fules help toddlers understand expectations.

قوانین ساده به کودکان کمک می‌کنند تا انتظارات را درک کنند.

the judge clarified the fules before the match began.

قاضی قبل از شروع مسابقه قوانین را روشن کرد.

you must follow the fules when editing this document.

شما باید قوانین را در هنگام ویرایش این مدرک رعایت کنید.

there are specific fules regarding parking in this area.

قوانین خاصی در مورد پارک کردن در این منطقه وجود دارد.

the board established new fules for membership eligibility.

هیئت مقررات جدیدی برای صلاحیت عضویت وضع کرد.

exceptions to these fules are rarely granted.

استثناهایی از این قوانین به ندرت اعطای می‌شود.

she enforces the fules strictly without exception.

او قوانین را بدون استثنا به طور سخت‌گیرانه اجرا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید