fumigating

[ایالات متحده]/ˈfjʊmɪɡeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfjuːmɪɡeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از fumigate؛ برای ضدعفونی یا تصفیه (چیزی) با استفاده از مواد شیمیایی

عبارات و ترکیب‌ها

fumigating process

فرآیند fumigation

fumigating agent

عامل fumigation

fumigating service

خدمات fumigation

fumigating method

روش fumigation

fumigating equipment

تجهیزات fumigation

fumigating treatment

درمان fumigation

fumigating area

منطقه fumigation

fumigating materials

مواد fumigation

fumigating technique

تکنیک fumigation

fumigating chemicals

مواد شیمیایی fumigation

جملات نمونه

the farmer is fumigating the crops to eliminate pests.

کشنده کشاورز در حال سمپاشی محصولات برای از بین بردن آفات است.

fumigating the house can help remove harmful insects.

سمپاشی خانه می‌تواند به از بین بردن حشرات مضر کمک کند.

they are fumigating the warehouse to protect the stored goods.

آنها در حال سمپاشی انبار برای محافظت از کالاهای ذخیره شده هستند.

before moving in, we need to consider fumigating the apartment.

قبل از نقل مکان، باید در نظر گرفتن سمپاشی آپارتمان را در نظر بگیریم.

fumigating is essential for maintaining a pest-free environment.

سمپاشی برای حفظ محیطی بدون آفات ضروری است.

she called a professional service for fumigating the garden.

او برای سمپاشی باغ با یک سرویس حرفه‌ای تماس گرفت.

fumigating can be a necessary step in pest control.

سمپاشی می‌تواند یک گام ضروری در کنترل آفات باشد.

after fumigating, it's important to ventilate the area.

پس از سمپاشی، تهویه هوا در این منطقه مهم است.

they recommend fumigating every few years for prevention.

آنها توصیه می‌کنند هر چند سال یکبار برای پیشگیری سمپاشی انجام شود.

fumigating the shipping containers ensures safe transport.

سمپاشی کانتینرهای حمل و نقل، حمل و نقل ایمن را تضمین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید