sanitize

[ایالات متحده]/ˈsænɪtaɪz/
[بریتانیا]/ˈsænɪtaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را بی‌ضرر کردن؛ ضدعفونی کردن؛ برای تمیزی درمان کردن.
Word Forms
زمان گذشتهsanitized
قسمت سوم فعلsanitized
شکل سوم شخص مفردsanitizes
صفت یا فعل حال استمراریsanitizing

جملات نمونه

sanitized the language in adapting the novel for television.

در اقتباس رمان برای تلویزیون، زبان را تطهیر کرد.

After a week, clean and sanitize the carboy, the bung, the airlock and the plastic tubing.

پس از یک هفته، بطری شیشه‌ای، درب لاستیکی، هواگیر و لوله‌های پلاستیکی را تمیز و ضدعفونی کنید.

old-established inns that have somehow avoided being bought over and sanitized by the big chains.

اقامتگاه‌های قدیمی‌نگهدار که به‌طرز عجیبی از خرید و ضدعفونی شدن توسط زنجیره‌های بزرگ اجتناب کرده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید