cute furball
گربه پنبه ای بامزه
fluffy furball
گربه پنبه ای پشمالو
playful furball
گربه پنبه ای بازیگوش
tiny furball
گربه پنبه ای کوچک
hairy furball
گربه پنبه ای مویی
colorful furball
گربه پنبه ای رنگارنگ
adorable furball
گربه پنبه ای دوست داشتنی
silly furball
گربه پنبه ای احمق
big furball
گربه پنبه ای بزرگ
soft furball
گربه پنبه ای نرم
the cat coughed up a furball on the carpet.
گربه یک گلوله خز را روی فرش بالا آورد.
my dog loves to chase the furball around the house.
سگ من عاشق تعقیب گلوله خز در اطراف خانه است.
she noticed a furball stuck in the corner of the room.
او متوجه شد که یک گلوله خز در گوشه اتاق گیر کرده است.
furballs can be a sign of an unhealthy pet.
گلوله خز میتواند نشانهای از حیوان خانگی ناسالم باشد.
he laughed when the kitten played with the furball.
وقتی بچه گربه با گلوله خز بازی کرد، او خندید.
regular grooming helps reduce furball formation.
حوله منظم به کاهش تشکیل گلوله خز کمک می کند.
the vet recommended a special diet to prevent furballs.
پزشک دامپزشکی یک رژیم غذایی خاص برای جلوگیری از گلوله خز توصیه کرد.
after a long winter, the cat had a lot of furballs.
بعد از یک زمستان طولانی، گربه گلوله خز زیادی داشت.
she quickly cleaned up the furball before guests arrived.
او قبل از ورود مهمانان به سرعت گلوله خز را تمیز کرد.
the furball rolled under the sofa and got stuck.
گلوله خز زیر مبل چرخید و گیر کرد.
cute furball
گربه پنبه ای بامزه
fluffy furball
گربه پنبه ای پشمالو
playful furball
گربه پنبه ای بازیگوش
tiny furball
گربه پنبه ای کوچک
hairy furball
گربه پنبه ای مویی
colorful furball
گربه پنبه ای رنگارنگ
adorable furball
گربه پنبه ای دوست داشتنی
silly furball
گربه پنبه ای احمق
big furball
گربه پنبه ای بزرگ
soft furball
گربه پنبه ای نرم
the cat coughed up a furball on the carpet.
گربه یک گلوله خز را روی فرش بالا آورد.
my dog loves to chase the furball around the house.
سگ من عاشق تعقیب گلوله خز در اطراف خانه است.
she noticed a furball stuck in the corner of the room.
او متوجه شد که یک گلوله خز در گوشه اتاق گیر کرده است.
furballs can be a sign of an unhealthy pet.
گلوله خز میتواند نشانهای از حیوان خانگی ناسالم باشد.
he laughed when the kitten played with the furball.
وقتی بچه گربه با گلوله خز بازی کرد، او خندید.
regular grooming helps reduce furball formation.
حوله منظم به کاهش تشکیل گلوله خز کمک می کند.
the vet recommended a special diet to prevent furballs.
پزشک دامپزشکی یک رژیم غذایی خاص برای جلوگیری از گلوله خز توصیه کرد.
after a long winter, the cat had a lot of furballs.
بعد از یک زمستان طولانی، گربه گلوله خز زیادی داشت.
she quickly cleaned up the furball before guests arrived.
او قبل از ورود مهمانان به سرعت گلوله خز را تمیز کرد.
the furball rolled under the sofa and got stuck.
گلوله خز زیر مبل چرخید و گیر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید