basketball
بسکتبال
golf ball
توپ گلف
football
فوتبال
beach ball
توپ ساحلی
tennis ball
توپ تنیس
ping pong ball
توپ پینگ پنگ
cricket ball
توپ کریکت
bowling ball
توپ بولینگ
soccer ball
توپ فوتبال
ball mill
آسیاب گلولهای
on the ball
در جریان بودن
ball valve
شیر توپی
ball bearing
یاتاقان گلولهای
hit the ball
زدن توپ
steel ball
توپ فولادی
play ball
شروع بازی
ball screw
پیچ توپ
ball milling
آسیاب گلولهای
crystal ball
توپ بلور
rubber ball
توپ لاستیکی
ball pen
خودکار
golden ball
توپ طلایی
ball rolling
غلتیدن توپ
cotton ball
گلوله پنبهای
kick the ball
زدن توپ با پا
pass the ball
پس دادن توپ
a ball of wool.
یک توپ از پشم
a ball of flame.
یک توپ آتش
the ball of the foot.
کف پا
a ball with bounce.
یک توپ با پرش
A ball is round.
یک توپ گرد است.
fire a ball at a batter.
یک توپ را به سمت ضربهکننده پرتاب کنید.
caught the ball on the fly.
توپ را در هوا گرفت.
the ball and chain of debt.
توپ و زنجیر بدهی
a silk ball gown.
یک لباس شب مجلسی ابریشمی
the ball was put in play.
توپ وارد بازی شد.
Throw the ball over.
توپ را از روی آن پرتاب کنید.
The ball is now in play.
حالا توپ وارد بازی شده است.
Throw the ball underhand.
توپ را با پرتاب زیر دستی پرتاب کنید.
unwind a ball of yarn.
یک توپ نخ را باز کنید.
bounce a ball on the sidewalk.
یک توپ را روی پیاده رو پرتاب کنید.
to cut the ball to the right
برای برش توپ به سمت راست
The ball was out of reach.
توپ از دسترس خارج بود.
There is a dynamic ball in the computer.
یک توپ پویا در کامپیوتر وجود دارد.
The ball ran to the boundary.
توپ به سمت محدوده رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید