furnishers

[ایالات متحده]/'fɝnɪʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تأمین‌کننده؛ فروشنده مبلمان

جملات نمونه

And this goes up in certain level, let furnisher have fluky mentality.

و این موضوع در سطح خاصی افزایش می‌یابد، اجازه دهید مبلمان‌ساز ذهنیت غیرقابل پیش‌بینی داشته باشد.

In early days of start business of Guangzhou appropriate home, a lot of furnisher regard appropriate home as great scourges, assimilate to " boreal Europe wolf " come Yang Cheng is grabbed feed.

در روزهای اول شروع کسب و کار خانه‌های مناسب گوانگ‌ژو، بسیاری از مبلمان‌سازان خانه‌های مناسب را به عنوان مصیبت بزرگی می‌دانستند، خود را با "گرگ شمال اروپا" مقایسه کرده و برای تغذیه به یانگ‌چنگ می‌آمدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید