furtherance

[ایالات متحده]/'fɜːð(ə)r(ə)ns/
[بریتانیا]/ˈfɚðərəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترفیع؛ عمل ترفیع پیشرفت یا توسعه چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

furtherance of knowledge

ارتقاء دانش

in furtherance of

به منظور ارتقاء

جملات نمونه

for the furtherance of this country's good

به منظور پیشبرد منافع این کشور

acts in furtherance of an industrial dispute.

اقداماتی به منظور پیشبرد یک اختلاف صنعتی.

in furtherance of our goal

به منظور پیشبرد هدف ما

to promote the furtherance of knowledge

به منظور ترویج پیشرفت دانش

working in furtherance of a common cause

در حال کار به منظور پیشبرد یک هدف مشترک

to support the furtherance of education

به منظور حمایت از پیشرفت آموزش

in furtherance of their relationship

به منظور تقویت رابطه آنها

to aid in the furtherance of peace

به منظور کمک به پیشبرد صلح

to contribute to the furtherance of science

به منظور کمک به پیشرفت علم

in furtherance of justice

به منظور پیشبرد عدالت

to assist in the furtherance of innovation

به منظور کمک به پیشرفت نوآوری

dedicated to the furtherance of human rights

متعهد به پیشبرد حقوق بشر

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید