furuncle

[ایالات متحده]/ˈfjʊər.ʌŋ.kəl/
[بریتانیا]/ˈfjʊr.ʌŋ.kəl/

ترجمه

n. یک برآمدگی دردناک پر از چرک زیر پوست که به دلیل عفونت یک فولیکول مو ایجاد می‌شود
Word Forms
جمعfuruncles

عبارات و ترکیب‌ها

painful furuncle

فوران دردناک

infected furuncle

فوران عفونی

furuncle treatment

درمان فوران

draining furuncle

تخلیه فوران

furuncle symptoms

علائم فوران

furuncle removal

برداشتن فوران

recurring furuncle

فوران عود کننده

furuncle care

مراقبت از فوران

furuncle drainage

تخلیه فوران

furuncle complications

عوارض فوران

جملات نمونه

he developed a painful furuncle on his arm.

او یک کورک دردناک روی بازویش ایجاد کرد.

the doctor advised him to avoid squeezing the furuncle.

پزشک به او توصیه کرد که کورک را فشار ندهد.

furuncles can often be treated with warm compresses.

کورک ها را اغلب می توان با کمپرس های گرم درمان کرد.

she was worried about the furuncle on her back.

او نگران کورکی روی پشتش بود.

after a few days, the furuncle began to drain.

پس از چند روز، کورک شروع به تخلیه کرد.

he was prescribed antibiotics for the furuncle.

برای کورک آنتی بیوتیک تجویز شد.

furuncles can be caused by bacterial infections.

کورک ها می توانند ناشی از عفونت های باکتریایی باشند.

it’s important to keep the furuncle clean and covered.

مهم است که کورک را تمیز و پوشانده نگه دارید.

she experienced discomfort due to the furuncle.

او به دلیل کورک دچار ناراحتی شد.

he had a recurring furuncle that needed medical attention.

او کورکی داشت که به درمان نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید