fusiform shape
شکل تخممرغی
fusiform cell
سلول تخممرغی
fusiform structure
ساختار تخممرغی
fusiform body
بدن تخممرغی
fusiform muscle
عضله تخممرغی
fusiform organ
اندام تخممرغی
fusiform vessel
رگ تخممرغی
fusiform leaf
برگ تخممرغی
fusiform nucleus
هسته تخممرغی
fusiform profile
پروفایل تخممرغی
the fusiform shape of the fish helps it swim efficiently.
شکل مخروطی شکل ماهی به آن کمک میکند تا به طور کارآمد شنا کند.
fusiform bacteria are crucial in the decomposition process.
باکتریهای مخروطی شکل در فرآیند تجزیه بسیار مهم هستند.
the fusiform gyrus is important for facial recognition.
گیروس مخروطی شکل برای تشخیص چهره مهم است.
many plants have fusiform seeds that aid in dispersal.
گیاهان زیادی دارای دانههای مخروطی شکل هستند که به پراکندگی کمک میکنند.
scientists studied the fusiform structures in the animal's anatomy.
دانشمندان ساختارهای مخروطی شکل را در آناتومی حیوان مطالعه کردند.
fusiform clouds often indicate changing weather patterns.
ابرهای مخروطی شکل اغلب نشاندهنده تغییر الگوهای آب و هوایی هستند.
the fusiform design of the building enhances its aerodynamics.
طراحی مخروطی شکل ساختمان باعث افزایش آیرودینامیک آن میشود.
in art, a fusiform shape can create a sense of movement.
در هنر، یک شکل مخروطی میتواند حسی از حرکت ایجاد کند.
fusiform lesions can be indicative of certain medical conditions.
ضایعات مخروطی شکل میتوانند نشاندهنده شرایط پزشکی خاص باشند.
the fusiform appearance of the sculpture draws attention.
ظاهر مخروطی شکل مجسمه توجه را جلب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید