fusil

[ایالات متحده]/ˈfjuːzɪl/
[بریتانیا]/ˈfjuːzəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سلاح آتش‌زنه؛ یک تفنگ سبک آتش‌زنه که در نظامی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعfusils

عبارات و ترکیب‌ها

fusil de chasse

تفنگ شکاری

fusil à pompe

تفنگ پمپی

fusil d'assaut

تفنگ حمله

fusil de précision

تفنگ دقت

fusil à répétition

تفنگ تکراری

fusil de guerre

تفنگ جنگی

fusil à air

تفنگ بادی

fusil à verrou

تفنگ قفل‌دار

fusil à canon

تفنگ لول

fusil de tir

تفنگ تیراندازی

جملات نمونه

he used a fusil to hunt in the forest.

او از یک تفنگ برای شکار در جنگل استفاده کرد.

the soldier carried a fusil during the training.

سرباز در طول آموزش یک تفنگ حمل کرد.

fusil is a term often used in military contexts.

تفنگ اصطلاحی است که اغلب در زمینه های نظامی استفاده می شود.

she learned to shoot a fusil at the shooting range.

او یاد گرفت که در محدوده تیراندازی با تفنگ شلیک کند.

the museum had a display of historical fusils.

موزه دارای نمایشگاهی از تفنگ های تاریخی بود.

he cleaned his fusil after returning from the field.

او تفنگ خود را پس از بازگشت از میدان تمیز کرد.

fusil training is essential for all new recruits.

آموزش تفنگ برای همه سربازان جدید ضروری است.

they discussed the specifications of the new fusil model.

آنها در مورد مشخصات مدل جدید تفنگ بحث کردند.

he inherited a vintage fusil from his grandfather.

او یک تفنگ قدیمی را از پدربزرگ خود به ارث برد.

fusil accuracy is crucial for successful hunting.

دقت تفنگ برای شکار موفق بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید