fuzzinesses

[ایالات متحده]/ˈfʌzinessɪz/
[بریتانیا]/ˈfʌzinessɪz/

ترجمه

n. کیفیت مبهم یا نامشخص بودن

عبارات و ترکیب‌ها

fuzzinesses in data

ابهام در داده‌ها

fuzzinesses of thought

ابهام در تفکر

fuzzinesses in language

ابهام در زبان

fuzzinesses of perception

ابهام در ادراک

fuzzinesses in images

ابهام در تصاویر

fuzzinesses in logic

ابهام در منطق

fuzzinesses of rules

ابهام در قوانین

fuzzinesses in concepts

ابهام در مفاهیم

fuzzinesses of boundaries

ابهام در مرزها

fuzzinesses in definitions

ابهام در تعاریف

جملات نمونه

the fuzzinesses of the images made it hard to identify the objects.

ابهام تصاویر باعث شد شناسایی اشیا دشوار باشد.

we need to address the fuzzinesses in the project requirements.

ما باید به ابهام‌ها در الزامات پروژه رسیدگی کنیم.

there are several fuzzinesses in the data that need clarification.

چند ابهام در داده‌ها وجود دارد که نیاز به روشن‌سازی دارد.

the fuzzinesses in the guidelines led to confusion among the team.

ابهام در دستورالعمل‌ها منجر به سردرگمی در بین تیم شد.

understanding the fuzzinesses in language can improve communication.

درک ابهام در زبان می‌تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

scientists are studying the fuzzinesses in quantum mechanics.

دانشمندان ابهام‌ها در مکانیک کوانتوم را مطالعه می‌کنند.

the artist embraced the fuzzinesses in her painting style.

هنرمند از ابهام در سبک نقاشی خود استقبال کرد.

fuzzinesses in the rules can lead to different interpretations.

ابهام در قوانین می‌تواند منجر به تفسیرهای مختلف شود.

we should minimize the fuzzinesses in our analysis for better results.

ما باید ابهام‌ها را در تجزیه و تحلیل خود به حداقل برسانیم تا نتایج بهتری بگیریم.

addressing the fuzzinesses in the proposal will strengthen our case.

رسیدگی به ابهام‌ها در پیشنهاد، پرونده ما را تقویت خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید