gadflies

[ایالات متحده]/ˈɡæd.flaɪz/
[بریتانیا]/ˈɡæd.flaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع gadfly، نوعی مگس که به دام‌ها آزار می‌زند

عبارات و ترکیب‌ها

gadflies buzzing

غُرغرهای آزاردهنده

gadflies of society

غُرغرهای جامعه

annoying gadflies

غُرغرهای آزاردهنده

gadflies in politics

غُرغرهایی در سیاست

persistent gadflies

غُرغرهایی پیگیر

gadflies and critics

غُرغره‌ها و منتقدان

social gadflies

غُرغره‌های اجتماعی

intellectual gadflies

غُرغره‌های فکری

gadflies of change

غُرغره‌های تغییر

gadflies in debates

غُرغره‌ها در مناظره‌ها

جملات نمونه

gadflies often provoke important discussions.

هراس‌افروزان اغلب بحث‌های مهمی را برمی‌انگیزانند.

some gadflies challenge the status quo.

برخی از هراس‌افروزان وضعیت موجود را به چالش می‌کشند.

gadflies can be essential for social change.

هراس‌افروزان می‌توانند برای تغییرات اجتماعی ضروری باشند.

many gadflies are seen as nuisances.

بسیاری از هراس‌افروزان به عنوان آزاردهنده تلقی می‌شوند.

gadflies often speak truth to power.

هراس‌افروزان اغلب حقیقت را به قدرت می‌گویند.

in politics, gadflies can influence public opinion.

در سیاست، هراس‌افروزان می‌توانند بر افکار عمومی تأثیر بگذارند.

some people admire gadflies for their courage.

برخی از مردم به دلیل شجاعت خود به هراس‌افروزان احترام می‌گذارند.

gadflies can disrupt complacency in organizations.

هراس‌افروزان می‌توانند باعث برهم خوردن خودخواهی در سازمان‌ها شوند.

activists often take on the role of gadflies.

فعال‌ها اغلب نقش هراس‌افروزان را بر عهده می‌گیرند.

gadflies push for accountability from leaders.

هراس‌افروزان خواستار پاسخگویی از سوی رهبران هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید