gadoids

[ایالات متحده]/ˈɡeɪdɔɪd/
[بریتانیا]/ˈɡeɪdɔɪd/

ترجمه

adj. از یا مربوط به خانواده Gadidae
n. هر ماهی از خانواده Gadidae، مانند ماهی کاد؛ هر ماهی از خانواده Gadidae (معادل gadid)

عبارات و ترکیب‌ها

gadoid fish

ماهی گادوئید

gadoid species

گونه‌های گادوئید

gadoid family

خانواده گادوئید

gadoid habitat

زیستگاه گادوئید

gadoid catch

صید گادوئید

gadoid population

جمعیت گادوئید

gadoid research

تحقیقات گادوئید

gadoid diversity

تنوع گادوئید

gadoid characteristics

ویژگی‌های گادوئید

gadoid biology

زیست‌شناسی گادوئید

جملات نمونه

gadoid fish are commonly found in cold waters.

ماهی‌های گادوئید معمولاً در آب‌های سرد یافت می‌شوند.

the gadoid species includes cod and haddock.

گونه‌های گادوئید شامل ماهی‌های کاد و هادوک هستند.

many gadoid fish are important for commercial fishing.

بسیاری از ماهی‌های گادوئید برای صید تجاری مهم هستند.

gadoid populations have been declining in recent years.

جمعیت ماهی‌های گادوئید در سال‌های اخیر در حال کاهش بوده است.

researchers study gadoid behavior in their natural habitats.

محققان رفتار ماهی‌های گادوئید را در زیستگاه‌های طبیعی خود مطالعه می‌کنند.

cooking methods for gadoid fish vary around the world.

روش‌های پخت ماهی‌های گادوئید در سراسر جهان متفاوت است.

gadoid fish are a staple in many coastal diets.

ماهی‌های گادوئید در بسیاری از رژیم‌های غذایی ساحلی یک غذای اصلی هستند.

fishermen often target gadoid species during the winter months.

ماهیت‌گیران اغلب در ماه‌های زمستان به گونه‌های گادوئید هدف می‌کنند.

gadoid fish play a crucial role in marine ecosystems.

ماهی‌های گادوئید نقش مهمی در اکوسیستم‌های دریایی ایفا می‌کنند.

conservation efforts are needed to protect gadoid populations.

برای محافظت از جمعیت ماهی‌های گادوئید به تلاش‌های حفاظتی نیاز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید