gaff hook
قلاب ماهیگیری
gaff rig
سست قلاب
gaff tape
نوار قلاب
gaffe-prone
مستعد اشتباه
social gaffe
اشتباه اجتماعی
political gaffe
اشتباه سیاسی
commit a gaffe
یک اشتباه مرتکب شدن
make a gaffe
یک اشتباه مرتکب شدن
avoid a gaffe
از یک اشتباه اجتناب کردن
The comedian made a gaff during his stand-up routine.
کمدین در طول برنامه استندآپ خود مرتکب اشتباهی شد.
She accidentally revealed the secret, it was a real gaff.
او ناخواسته راز را فاش کرد، واقعاً یک اشتباه بزرگ بود.
He often makes social gaffs at parties.
او اغلب در مهمانیها اشتباهات اجتماعی مرتکب میشود.
The politician's gaff was caught on camera.
اشتباه سیاستمدار توسط دوربین ضبط شد.
The journalist's gaff caused a lot of controversy.
اشتباه روزنامهنگار باعث ایجاد جنجال زیادی شد.
She tried to cover up her gaff with a joke.
او سعی کرد اشتباه خود را با یک شوخی پوشش دهد.
It's important to learn from your gaffs and grow.
یادگیری از اشتباهات خود و رشد کردن مهم است.
The CEO's public gaff led to a drop in the company's stock price.
اشتباه علنی مدیرعامل منجر به کاهش قیمت سهام شرکت شد.
He made a gaff by forgetting his boss's name at the meeting.
او با فراموش کردن نام رئیس خود در جلسه، مرتکب اشتباهی شد.
The actress's wardrobe malfunction was a major gaff at the award show.
خرابی لباس بازیگر در مراسم اهدای جوایز یک اشتباه بزرگ بود.
gaff hook
قلاب ماهیگیری
gaff rig
سست قلاب
gaff tape
نوار قلاب
gaffe-prone
مستعد اشتباه
social gaffe
اشتباه اجتماعی
political gaffe
اشتباه سیاسی
commit a gaffe
یک اشتباه مرتکب شدن
make a gaffe
یک اشتباه مرتکب شدن
avoid a gaffe
از یک اشتباه اجتناب کردن
The comedian made a gaff during his stand-up routine.
کمدین در طول برنامه استندآپ خود مرتکب اشتباهی شد.
She accidentally revealed the secret, it was a real gaff.
او ناخواسته راز را فاش کرد، واقعاً یک اشتباه بزرگ بود.
He often makes social gaffs at parties.
او اغلب در مهمانیها اشتباهات اجتماعی مرتکب میشود.
The politician's gaff was caught on camera.
اشتباه سیاستمدار توسط دوربین ضبط شد.
The journalist's gaff caused a lot of controversy.
اشتباه روزنامهنگار باعث ایجاد جنجال زیادی شد.
She tried to cover up her gaff with a joke.
او سعی کرد اشتباه خود را با یک شوخی پوشش دهد.
It's important to learn from your gaffs and grow.
یادگیری از اشتباهات خود و رشد کردن مهم است.
The CEO's public gaff led to a drop in the company's stock price.
اشتباه علنی مدیرعامل منجر به کاهش قیمت سهام شرکت شد.
He made a gaff by forgetting his boss's name at the meeting.
او با فراموش کردن نام رئیس خود در جلسه، مرتکب اشتباهی شد.
The actress's wardrobe malfunction was a major gaff at the award show.
خرابی لباس بازیگر در مراسم اهدای جوایز یک اشتباه بزرگ بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید