galvanisms

[ایالات متحده]/ˈɡæl.və.nɪ.zəmz/
[بریتانیا]/ˈɡæl.və.nɪ.zəmz/

ترجمه

n. استفاده درمانی از جریان های الکتریکی؛ جریان جریان الکتریکی

عبارات و ترکیب‌ها

electrical galvanisms

الکترو گالوانیسم

galvanisms effect

اثر گالوانیسم

galvanisms theory

نظریه گالوانیسم

galvanisms applications

کاربردهای گالوانیسم

galvanisms phenomena

پدیده‌های گالوانیسم

galvanisms research

تحقیقات گالوانیسم

biological galvanisms

گالوانیسم‌های زیستی

galvanisms principles

اصول گالوانیسم

galvanisms devices

دستگاه‌های گالوانیسم

galvanisms studies

مطالعات گالوانیسم

جملات نمونه

galvanisms can be observed in various scientific experiments.

می‌توان گالوانیسم را در آزمایش‌های علمی مختلف مشاهده کرد.

the study of galvanisms has advanced our understanding of electricity.

مطالعه گالوانیسم باعث پیشرفت درک ما از برق شده است.

researchers are exploring the effects of galvanisms on muscle contraction.

محققان در حال بررسی اثرات گالوانیسم بر انقباض عضلات هستند.

galvanisms play a crucial role in electrochemistry.

گالوانیسم نقش مهمی در الکتروشیمی ایفا می‌کند.

understanding galvanisms is essential for developing new technologies.

درک گالوانیسم برای توسعه فناوری‌های جدید ضروری است.

galvanisms can influence the behavior of certain materials.

گالوانیسم می‌تواند بر رفتار برخی مواد تأثیر بگذارد.

many scientists are studying the applications of galvanisms in medicine.

بسیاری از دانشمندان در حال مطالعه کاربردهای گالوانیسم در پزشکی هستند.

galvanisms are often used in therapeutic treatments.

گالوانیسم اغلب در درمان‌های درمانی استفاده می‌شود.

the principles of galvanisms can be applied in various fields.

اصول گالوانیسم را می‌توان در زمینه‌های مختلف به کار برد.

galvanisms can enhance the efficiency of energy transfer.

گالوانیسم می‌تواند کارایی انتقال انرژی را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید