galvanizer

[ایالات متحده]/ˈɡælvənaɪzə/
[بریتانیا]/ˈɡælvəˌnaɪzər/

ترجمه

n. فرد یا دستگاهی که تحریک می‌کند؛ فردی که تشویق یا ترغیب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

social galvanizer

تقویت‌کننده اجتماعی

community galvanizer

تقویت‌کننده جامعه

economic galvanizer

تقویت‌کننده اقتصادی

political galvanizer

تقویت‌کننده سیاسی

innovation galvanizer

تقویت‌کننده نوآوری

cultural galvanizer

تقویت‌کننده فرهنگی

environmental galvanizer

تقویت‌کننده محیط زیست

change galvanizer

تقویت‌کننده تغییر

team galvanizer

تقویت‌کننده تیم

youth galvanizer

تقویت‌کننده جوانان

جملات نمونه

the speaker acted as a galvanizer for the community.

سخنرانی او به عنوان یک متحد کننده برای جامعه عمل کرد.

her passion served as a galvanizer for the team.

اشتیاق او به عنوان یک متحد کننده برای تیم عمل کرد.

he was a galvanizer of change in the organization.

او یک متحد کننده تغییر در سازمان بود.

the project needed a galvanizer to inspire the volunteers.

این پروژه به یک متحد کننده برای الهام بخشیدن به داوطلبان نیاز داشت.

as a galvanizer, she motivated everyone to work harder.

به عنوان یک متحد کننده، او همه را به تلاش بیشتر ترغیب کرد.

his speech acted as a galvanizer for the audience.

سخنرانی او به عنوان یک متحد کننده برای مخاطبان عمل کرد.

they needed a galvanizer to unite the different groups.

آنها به یک متحد کننده برای متحد کردن گروه های مختلف نیاز داشتند.

a galvanizer can help bring new ideas to the table.

یک متحد کننده می تواند به معرفی ایده های جدید کمک کند.

the coach was a galvanizer for the players' spirits.

مربی به عنوان یک متحد کننده روحیه بازیکنان بود.

she emerged as a galvanizer for social justice issues.

او به عنوان یک متحد کننده برای مسائل عدالت اجتماعی ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید