social galvanizer
تقویتکننده اجتماعی
community galvanizer
تقویتکننده جامعه
economic galvanizer
تقویتکننده اقتصادی
political galvanizer
تقویتکننده سیاسی
innovation galvanizer
تقویتکننده نوآوری
cultural galvanizer
تقویتکننده فرهنگی
environmental galvanizer
تقویتکننده محیط زیست
change galvanizer
تقویتکننده تغییر
team galvanizer
تقویتکننده تیم
youth galvanizer
تقویتکننده جوانان
the speaker acted as a galvanizer for the community.
سخنرانی او به عنوان یک متحد کننده برای جامعه عمل کرد.
her passion served as a galvanizer for the team.
اشتیاق او به عنوان یک متحد کننده برای تیم عمل کرد.
he was a galvanizer of change in the organization.
او یک متحد کننده تغییر در سازمان بود.
the project needed a galvanizer to inspire the volunteers.
این پروژه به یک متحد کننده برای الهام بخشیدن به داوطلبان نیاز داشت.
as a galvanizer, she motivated everyone to work harder.
به عنوان یک متحد کننده، او همه را به تلاش بیشتر ترغیب کرد.
his speech acted as a galvanizer for the audience.
سخنرانی او به عنوان یک متحد کننده برای مخاطبان عمل کرد.
they needed a galvanizer to unite the different groups.
آنها به یک متحد کننده برای متحد کردن گروه های مختلف نیاز داشتند.
a galvanizer can help bring new ideas to the table.
یک متحد کننده می تواند به معرفی ایده های جدید کمک کند.
the coach was a galvanizer for the players' spirits.
مربی به عنوان یک متحد کننده روحیه بازیکنان بود.
she emerged as a galvanizer for social justice issues.
او به عنوان یک متحد کننده برای مسائل عدالت اجتماعی ظاهر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید