gene inducer
تحریک کننده ژن
drug inducer
تحریک کننده دارو
enzyme inducer
تحریک کننده آنزیم
inducer molecule
مولکول تحریک کننده
inducer agent
عامل تحریک کننده
inducer compound
ترکیب تحریک کننده
inducer effect
اثر تحریک کننده
inducer protein
پروتئین تحریک کننده
inducer signal
سیگنال تحریک کننده
inducer pathway
مسیر تحریک کننده
the drug acts as an inducer of enzyme activity.
این دارو به عنوان یک القاءکننده فعالیت آنزیمی عمل میکند.
some foods can be natural inducers of metabolism.
برخی غذاها میتوانند القاءکنندههای طبیعی متابولیسم باشند.
in research, we studied the role of the inducer in cell growth.
در تحقیقات، ما نقش القاءکننده در رشد سلول را مطالعه کردیم.
the presence of an inducer can change the expression of certain genes.
حضور یک القاءکننده میتواند بیان ژنهای خاص را تغییر دهد.
we are testing a new chemical inducer for better results.
ما در حال آزمایش یک القاءکننده شیمیایی جدید برای نتایج بهتر هستیم.
the inducer triggered a significant response in the experiment.
القائهکننده یک پاسخ معنیدار در آزمایش را فعال کرد.
understanding how an inducer works is crucial for drug development.
درک نحوه عملکرد یک القاءکننده برای توسعه دارو بسیار مهم است.
some bacteria can act as inducers of biofilm formation.
برخی از باکتریها میتوانند به عنوان القاءکننده تشکیل بیوفیلم عمل کنند.
the inducer is essential for activating the signaling pathway.
القائهکننده برای فعال کردن مسیر سیگنالینگ ضروری است.
researchers are looking for new inducers to enhance plant growth.
محققان به دنبال القاءکنندههای جدید برای افزایش رشد گیاهان هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید