gamesmanship

[ایالات متحده]/'geɪmzmənʃɪp/
[بریتانیا]/ˈɡemzmənˌʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استفاده از تاکتیک‌های هوشمندانه و استراتژیک در طول یک رقابت که ممکن است کاملاً عادلانه نباشد، اما در چارچوب قوانین قرار دارد.

جملات نمونه

He is known for his clever gamesmanship in negotiations.

او به خاطر مهارت‌های زیرکانه خود در مذاکرات شناخته شده است.

The player's gamesmanship on the field is unmatched.

مهارت‌های بازی جوانمردانه بازیکن در زمین بی‌نظیر است.

She used gamesmanship to outsmart her opponents.

او از بازی جوانمردانه برای فریب دادن حریفان خود استفاده کرد.

The coach taught the team the importance of fair gamesmanship.

مربی به تیم اهمیت بازی جوانمردانه را آموزش داد.

His gamesmanship helped him win the chess tournament.

بازی جوانمردانه او به او کمک کرد تا مسابقات شطرنج را ببرد.

The politician's gamesmanship in debates is impressive.

مهارت‌های بازی جوانمردانه سیاستمدار در مناظره‌ها قابل تحسین است.

She displayed excellent gamesmanship in the business negotiation.

او مهارت‌های بازی جوانمردانه عالی را در مذاکرات تجاری نشان داد.

The team's gamesmanship was criticized for being too aggressive.

بازی جوانمردانه تیم به دلیل بیش از حد تهاجمی بودن مورد انتقاد قرار گرفت.

He used gamesmanship to manipulate the situation in his favor.

او از بازی جوانمردانه برای دستکاری وضعیت به نفع خود استفاده کرد.

The chess grandmaster is renowned for his strategic gamesmanship.

استاد بزرگ شطرنج به خاطر بازی جوانمردانه استراتژیک خود مشهور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید