gamey

[ایالات متحده]/ˈɡeɪmi/
[بریتانیا]/ˈɡeɪmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای طعم یا بوی قوی، که اغلب با بازی وحشی مرتبط است؛ شجاع یا پرشور؛ فراوان در بازی یا حیات وحش

عبارات و ترکیب‌ها

gamey flavor

طعم گوشتی

gamey meat

گوشت بازی

gamey taste

طعم گوشتی

gamey aroma

آروماتیک گوشتی

gamey dish

غذا با طعم گوشت

gamey scent

بوی گوشتی

gamey texture

بافت گوشتی

gamey experience

تجربه طعم گوشت

gamey profile

طعم گوشتی

جملات نمونه

the meat had a gamey flavor that some people really enjoy.

گوشت طعم بازی داشت که برخی افراد آن را واقعاً دوست دارند.

she prefers gamey dishes over traditional ones.

او غذاهای بازی را به غذاهای سنتی ترجیح می دهد.

cooking with gamey meat requires special techniques.

پختن با گوشت بازی نیاز به تکنیک های خاصی دارد.

his taste in food leans towards the gamey side.

سلیقه او در غذا به سمت طعم بازی متمایل است.

some people find gamey flavors off-putting.

برخی افراد طعم های بازی را ناخوشایند می دانند.

gamey meats are often used in gourmet recipes.

گوشت های بازی اغلب در دستور العمل های گورو استفاده می شوند.

she described the dish as having a rich, gamey taste.

او غذا را با طعم غنی و بازی توصیف کرد.

pairing wine with gamey dishes can enhance the experience.

همراهی شراب با غذاهای بازی می تواند تجربه را بهبود بخشد.

he loves to hunt and cook gamey meals.

او عاشق شکار و پختن غذاهای بازی است.

gamey flavors can be an acquired taste.

طعم های بازی می توانند یک سلیقه اکتسابی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید