garbs

[ایالات متحده]/gɑːb/
[بریتانیا]/ɡɑrb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس; لباس; پوشاک
vt. لباس پوشیدن; لباس پوشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

traditional garb

لباس سنتی

royal garb

لباس سلطنتی

eccentric garb

لباس عجیب و غریب

medieval garb

لباس قرون وسطی

festive garb

لباس جشن

جملات نمونه

garb oneself as a sailor

ظاهر شدن به شکل یک ملوان

the black and brown garb of a Franciscan friar.

لباس سیاه و قهوه‌ای یک راهب فرانسیسکن.

she was garbed in Indian shawls.

او با شال‌های هندی پوشیده شده بود.

a man garbed in ancient vesture.

مردی با لباس‌های باستانی.

presented their radical ideas in the garb of moderation.

ایده‌های رادیکال خود را در پوشش اعتدال ارائه دادند.

She doffs her garb worn under fire and wears again female attire.

او لباس خود را که زیر آتش پوشیده بود، در می آورد و دوباره لباس زنانه می پوشد.

نمونه‌های واقعی

" I have stayed abed too long. Bring me some clean garb" .

من مدت زیادی در بستر بوده ام. لباس تمیز برایم بیار.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

Once we are garbed completely, we can begin the operation.

وقتی کاملاً لباس پوشیدیم، می‌توانیم عملیات را شروع کنیم.

منبع: Connection Magazine

I wonder what our garb will look like in the future.

من تعجب می کنم لباس های ما در آینده چه شکلی خواهند بود.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

He puts on his ceremonial garb: red face paint, earrings, and a necklace of shark's teeth and vertebrae.

او لباس تشریفاتی خود را می پوشد: رنگ قرمز روی صورت، گوشواره و یک گردنبند از دندان و مهره کوسه.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

" I need to change into fresh garb, Your Grace. May I have your leave" ?

من نیاز دارم لباس های تازه بپوشم، عالی‌جاه. اجازه شما را دارم؟

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

Other popular stars are the hairy frogfish (pictured) and the wonderfully titled colourfully garbed flamboyant cuttlefish.

سایر ستارگان محبوب عبارتند از ماهی قورباغه ای پوشیده از مو (تصویر شده) و اختاپوس رنگارنگ با عنوان فوق العاده.

منبع: The Economist (Summary)

Marketed originally to farmers, mechanics and miners, they became the garb of choice for Western horsemen.

این محصول در اصل به کشاورزان، مکانیک ها و معدنچیان بازاریابی شد و به لباس مورد علاقه سوارکاران غربی تبدیل شد.

منبع: The Economist - Arts

He was an aged man, clad in seafaring garb, with an old pea-jacket buttoned up to his throat.

او مردی مسن بود که با لباس های دریانوردی پوشیده شده بود، با یک ژاکت نخود قدیمی که تا چانه اش بسته شده بود.

منبع: The Sign of the Four

" You dare talk of tricks? Your brother Tyrion sent us cutthroats in envoy's garb, under a peace banner" .

جرات می کنید در مورد ترفندها صحبت کنید؟ برادر شما تیریون، دزدان دریایی ما را با لباس سفیر، تحت یک پرچم صلح فرستاد.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

So the default work garb for men, when meeting clients, is jacket, open-necked shirt and dark trousers (denim excluded).

بنابراین، لباس کار پیش فرض برای مردان، هنگام ملاقات با مشتریان، ژاکت، پیراهن یقه باز و شلوار تیره (به جز جین) است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید