garganey

[ایالات متحده]/ˈɡɑːɡəni/
[بریتانیا]/ˈɡɑrɡəni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جوجه‌اردک کوچک از جنس Anas که به خاطر نشانه‌های متمایز خود شناخته می‌شود؛ قوی‌پای اوراسیا، Anas querquedula
Word Forms
جمعgarganeys

عبارات و ترکیب‌ها

garganey duck

اردک سرسخت

garganey pair

جفت اردک سرسخت

garganey flock

گله اردک سرسخت

garganey sighting

مشاهدۀ اردک سرسخت

garganey habitat

زیستگاه اردک سرسخت

garganey migration

مهاجرت اردک سرسخت

garganey breeding

تولید مثل اردک سرسخت

garganey call

صدای اردک سرسخت

garganey observation

مشاهده اردک سرسخت

garganey behavior

رفتار اردک سرسخت

جملات نمونه

the garganey is a migratory duck species.

مرغ غوزه یک گونه اردک مهاجر است.

many birdwatchers are excited to spot a garganey.

بسیاری از علاقه مندان به پرندگان از دیدن یک غوزه هیجان زده هستند.

the garganey prefers shallow wetlands for breeding.

غوزه برای تولید مثل، تالاب های کم عمق را ترجیح می دهد.

during spring, garganeys can be seen in large flocks.

در طول بهار، غوزه ها را می توان در گروه های بزرگ دید.

garganeys feed on aquatic plants and small invertebrates.

غوزه ها از گیاهان آبزی و نرم تنان کوچک تغذیه می کنند.

the male garganey has distinctive plumage.

نر غوزه دارای پر و الگوهای خاص است.

garganeys are known for their distinctive calls.

غوزه ها به دلیل صدای خاصشان شناخته شده اند.

conservation efforts are important for the garganey's habitat.

تلاش های حفاظتی برای زیستگاه غوزه مهم هستند.

garganeys can be found across europe and asia.

غوزه ها را می توان در سراسر اروپا و آسیا یافت.

observing a garganey in the wild is a rare treat.

مشاهده یک غوزه در طبیعت یک تجربه نادر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید