gargling

[ایالات متحده]/ˈɡɑːɡlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡɑrɡlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل شستشوی دهان با مایع
n. مایعی که برای شستشو استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

gargling water

آب غرغره

gargling salt

نمک غرغره

gargling mouthwash

دهان‌بشوی غرغره

gargling solution

محلول غرغره

gargling technique

تکنیک غرغره

gargling throat

غرغره گلو

gargling practice

تمرین غرغره

gargling routine

برنامه غرغره

gargling sound

صدای غرغره

gargling benefits

فواید غرغره

جملات نمونه

gargling with salt water can soothe a sore throat.

حلقه‌کردن با آب نمک می‌تواند گلو درد را تسکین دهد.

she started gargling after feeling the first signs of a cold.

او بعد از احساس علائم اولیه‌ی سرماخوردگی شروع به حلقه‌کردن کرد.

gargling is an effective way to maintain oral hygiene.

حلقه‌کردن یک راه موثر برای حفظ بهداشت دهان است.

he recommended gargling with warm water and vinegar.

او توصیه کرد با آب گرم و سرکه حلقه‌کردن کنید.

gargling can help reduce the discomfort of a cough.

حلقه‌کردن می‌تواند به کاهش ناراحتی ناشی از سرفه کمک کند.

after gargling, she felt a lot better.

بعد از حلقه‌کردن، او احساس بهتری کرد.

doctors often advise gargling for throat infections.

پزشکان اغلب برای عفونت‌های گلو حلقه‌کردن را توصیه می‌کنند.

he gargled loudly to clear his throat before speaking.

او برای پاک کردن گلویش قبل از صحبت کردن با صدای بلند حلقه‌کرد.

gargling with herbal solutions can be beneficial.

حلقه‌کردن با محلول‌های گیاهی می‌تواند مفید باشد.

she gargled every morning as part of her routine.

او هر روز صبح به عنوان بخشی از روتین خود حلقه‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید