garlicky bread
نان سیر
garlicky sauce
سس سیر
garlicky pasta
پاستا سیر
garlicky shrimp
میگو سیر
garlicky chicken
مرغ سیر
garlicky dip
دیپ سیر
garlicky greens
سبزیجات سیر
garlicky soup
سوپ سیر
garlicky fries
سیب زمینی سرخ کرده سیر
garlicky oil
روغن سیر
the pasta was deliciously garlicky.
غلات سیر طعم فوق العاده ای داشت.
she loves garlicky bread with her soup.
او عاشق نان سیر با سوپش است.
the garlicky sauce enhanced the flavor of the dish.
سس سیر طعم غذا را بهبود بخشید.
he prepared a garlicky dip for the party.
او برای مهمانی یک دیپ سیر آماده کرد.
garlicky flavors are essential in mediterranean cuisine.
طعم های سیر در آشپزی مدیترانه ای ضروری هستند.
the garlicky aroma filled the kitchen.
بوی سیر مطبوع آشپزخانه را پر کرد.
she added a garlicky twist to the salad dressing.
او یک پیچش سیر به سس سالاد اضافه کرد.
they enjoyed garlicky shrimp at the restaurant.
آنها از میگو سیر در رستوران لذت بردند.
the recipe calls for a garlicky marinade.
دستور العمل نیاز به یک مزه سیر دارد.
garlicky mashed potatoes are a family favorite.
سیب زمینی پوره سیر مورد علاقه خانواده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید