garlicky

[ایالات متحده]/ˈɡɑːlɪki/
[بریتانیا]/ˈɡɑrˌlɪki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طعم یا بوی سیر داشتن؛ شبیه سیر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

garlicky bread

نان سیر

garlicky sauce

سس سیر

garlicky pasta

پاستا سیر

garlicky shrimp

میگو سیر

garlicky chicken

مرغ سیر

garlicky dip

دیپ سیر

garlicky greens

سبزیجات سیر

garlicky soup

سوپ سیر

garlicky fries

سیب زمینی سرخ کرده سیر

garlicky oil

روغن سیر

جملات نمونه

the pasta was deliciously garlicky.

غلات سیر طعم فوق العاده ای داشت.

she loves garlicky bread with her soup.

او عاشق نان سیر با سوپش است.

the garlicky sauce enhanced the flavor of the dish.

سس سیر طعم غذا را بهبود بخشید.

he prepared a garlicky dip for the party.

او برای مهمانی یک دیپ سیر آماده کرد.

garlicky flavors are essential in mediterranean cuisine.

طعم های سیر در آشپزی مدیترانه ای ضروری هستند.

the garlicky aroma filled the kitchen.

بوی سیر مطبوع آشپزخانه را پر کرد.

she added a garlicky twist to the salad dressing.

او یک پیچش سیر به سس سالاد اضافه کرد.

they enjoyed garlicky shrimp at the restaurant.

آنها از میگو سیر در رستوران لذت بردند.

the recipe calls for a garlicky marinade.

دستور العمل نیاز به یک مزه سیر دارد.

garlicky mashed potatoes are a family favorite.

سیب زمینی پوره سیر مورد علاقه خانواده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید