garnitures

[ایالات متحده]/ˈɡɑːnɪtʃər/
[بریتانیا]/ˈɡɑrnɪtʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جزء اضافی یا اضافی; تزئین زینتی; اکسسوری لباس

عبارات و ترکیب‌ها

garniture set

ست گِرنیتور

garniture piece

قطعه گِرنیتور

garniture style

سبک گِرنیتور

garniture design

طراحی گِرنیتور

garniture detail

جزئیات گِرنیتور

garniture collection

مجموعه گِرنیتور

garniture element

عنصر گِرنیتور

garniture feature

ویژگی گِرنیتور

garniture motif

الگوی گِرنیتور

garniture accessory

لوازم جانبی گِرنیتور

جملات نمونه

the chef used a beautiful garniture to enhance the dish.

سرآشپز از یک تزئین زیبا برای افزایش طعم غذا استفاده کرد.

garniture can make a simple meal look gourmet.

تزئینات می تواند یک وعده غذایی ساده را لوکس نشان دهد.

she added a colorful garniture to the salad.

او یک تزئین رنگارنگ به سالاد اضافه کرد.

the garniture of flowers made the table setting more elegant.

تزئین گل، تنظیم میز را شیک تر کرد.

garniture can include herbs, sauces, or edible flowers.

تزئینات می تواند شامل گیاهان دارویی، سس یا گل های خوراکی باشد.

presentation is key; a good garniture can impress guests.

ارائه مهم است؛ یک تزئین خوب می تواند مهمانان را تحت تاثیر قرار دهد.

they focused on the garniture to elevate the dining experience.

آنها بر روی تزئینات تمرکز کردند تا تجربه غذا خوردن را ارتقا دهند.

the garniture was carefully arranged on the plate.

تزئینات به دقت روی بشقاب چیده شده بود.

using seasonal ingredients for garniture adds freshness.

استفاده از مواد اولیه فصلی برای تزئین، تازگی را اضافه می کند.

he learned the art of garniture during his culinary training.

او هنر تزئین را در طول آموزش آشپزی خود آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید