gasified

[ایالات متحده]/ˈɡæsɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˈɡæsɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به گاز تبدیل شده
v. به گاز تبدیل کردن; گازسازى (زمان گذشته و قسمت گذشته)

عبارات و ترکیب‌ها

gasified water

آب گازی شده

gasified beverage

نوشیدنی گازی شده

gasified liquid

مایع گازی شده

gasified product

محصول گازی شده

gasified mixture

مخلوط گازی شده

gasified solution

راه حل گازی شده

gasified fuel

سوخت گازی شده

gasified air

هوا گازی شده

gasified substance

ماده گازی شده

gasified food

غذا گازی شده

جملات نمونه

carbon dioxide can be gasified to enhance the flavor of beverages.

دی‌اکسید کربن می‌تواند گازدار شود تا طعم نوشیدنی‌ها را افزایش دهد.

the process of gasified drinks has become very popular.

فرآیند نوشیدنی‌های گازدار بسیار محبوب شده است.

gasified water is often used in cocktails.

آب گازدار اغلب در کوکتل‌ها استفاده می‌شود.

many people prefer gasified beverages over still ones.

بسیاری از مردم نوشیدنی‌های گازدار را به نوشیدنی‌های بدون گاز ترجیح می‌دهند.

gasified liquids can create a refreshing experience.

مایعات گازدار می‌توانند تجربه‌ای دلپذیر ایجاد کنند.

some fruits can be gasified to make unique snacks.

می‌توان برخی از میوه‌ها را گازدار کرد تا میان‌وعده‌های منحصربه‌فردی تهیه کرد.

gasified drinks are often served at parties.

نوشیدنی‌های گازدار اغلب در مهمانی‌ها سرو می‌شوند.

he enjoys gasified drinks after a workout.

او از نوشیدنی‌های گازدار بعد از تمرین لذت می‌برد.

gasified beverages can be a fun addition to meals.

نوشیدنی‌های گازدار می‌توانند یک افزودنی سرگرم‌کننده به وعده‌های غذایی باشند.

she prefers her soda to be gasified for extra fizz.

او ترجیح می‌دهد نوشابه او گازدار باشد تا حباب بیشتری داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید