gasman

[ایالات متحده]/ˈɡæzmən/
[بریتانیا]/ˈɡæsˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگر در کارخانه گاز؛ خواننده کنتور گاز؛ کارگر نصب گاز
Word Forms
جمعgasmen

عبارات و ترکیب‌ها

gasman service

خدمات گازمن

gasman job

شغل گازمن

gasman repair

تعمیرات گازمن

gasman call

تماس با گازمن

gasman inspection

بازرسی گازمن

gasman license

گواهینامه گازمن

gasman training

آموزش گازمن

gasman safety

ایمنی گازمن

gasman equipment

تجهیزات گازمن

gasman duties

وظایف گازمن

جملات نمونه

the gasman came to check the heating system.

تعمیرکار گاز برای بررسی سیستم گرمایش آمد.

i need to call the gasman for a leak repair.

من باید برای تعمیر نشتی با تعمیرکار گاز تماس بگیرم.

the gasman advised us to upgrade our appliances.

تعمیرکار گاز به ما توصیه کرد لوازم خانگی خود را ارتقا دهیم.

we scheduled an appointment with the gasman.

ما یک قرار ملاقات با تعمیرکار گاز تعیین کردیم.

the gasman is responsible for safety inspections.

تعمیرکار گاز مسئول بازرسی‌های ایمنی است.

our gasman is very knowledgeable about the systems.

تعمیرکار گاز ما در مورد سیستم‌ها بسیار آگاه است.

the gasman fixed the issue quickly.

تعمیرکار گاز به سرعت مشکل را برطرف کرد.

it's important to hire a qualified gasman.

باید یک تعمیرکار گاز واجد شرایط استخدام کرد.

the gasman recommended regular maintenance.

تعمیرکار گاز نگهداری منظم را توصیه کرد.

we trust our gasman with all our repairs.

ما تعمیرکار گاز خود را در تمام تعمیرات به او اعتماد می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید