gasses

[ایالات متحده]/ˈɡæsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡæsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع گاز؛ مواد در حالت گازی
v. سوم شخص مفرد گاز؛ هیجان زده کردن؛ تأمین گاز

عبارات و ترکیب‌ها

greenhouse gasses

گازهای گلخانه‌ای

toxic gasses

گازهای سمی

harmful gasses

گازهای مضر

exhaust gasses

گازهای خروجی

combustion gasses

گازهای حاصل از احتراق

volatile gasses

گازهای فرار

industrial gasses

گازهای صنعتی

natural gasses

گازهای طبیعی

noble gasses

گازهای نجیب

fossil gasses

گازهای فسیلی

جملات نمونه

gasses can be harmful if inhaled in large quantities.

نفس کشیدن مقادیر زیاد گازها می‌تواند مضر باشد.

different gasses are released during the chemical reaction.

گازهای مختلف در طول واکنش شیمیایی آزاد می‌شوند.

he studied the properties of various gasses.

او خواص گازهای مختلف را مطالعه کرد.

gasses expand when heated and contract when cooled.

گازها هنگام گرم شدن منبسط می‌شوند و هنگام سرد شدن منقبض می‌شوند.

some gasses are used in industrial applications.

برخی از گازها در کاربردهای صنعتی استفاده می‌شوند.

gasses can be measured using a gas meter.

می‌توان گازها را با استفاده از یک کنتور گاز اندازه‌گیری کرد.

carbon dioxide is one of the greenhouse gasses.

دی اکسید کربن یکی از گازهای گلخانه‌ای است.

gasses like oxygen are essential for life.

گازهایی مانند اکسیژن برای زندگی ضروری هستند.

they monitored the gasses emitted from the factory.

آنها گازهای منتشر شده از کارخانه را رصد کردند.

gasses can be compressed to store energy efficiently.

می‌توان گازها را برای ذخیره انرژی به طور مؤثر فشرده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید