gassing

[ایالات متحده]/ˈɡæsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡæsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل آزادسازی گاز یا اگزوز؛ فرآیند تولید یا درمان گاز؛ استفاده از گاز سمی به عنوان سلاح؛ قرارگیری در معرض گاز سمی یا مسمومیت؛ خودستایی یا لاف زدن

عبارات و ترکیب‌ها

gassing up

پر کردن با گاز

gassing off

خروج گاز

gassing people

گاز زدن مردم

gassing session

جلسه گاز زدن

gassing process

فرآیند گاز زدن

gassing method

روش گاز زدن

gassing technique

تکنیک گاز زدن

gassing agent

عامل گاز زدن

gassing effect

اثر گاز زدن

gassing warning

هشدار گاز زدن

جملات نمونه

gassing up the car is essential before a long trip.

پر کردن باک خودرو قبل از یک سفر طولانی ضروری است.

the chef is known for gassing the vegetables to enhance their flavor.

سرآشپز به دلیل بخار دادن سبزیجات برای افزایش طعم آنها مشهور است.

gassing the balloons filled the room with a festive atmosphere.

باد کردن بالن‌ها فضای اتاق را با حال و هوای جشن پر کرد.

he was gassing about his recent trip to europe.

او در مورد سفر اخیرش به اروپا صحبت می‌کرد.

gassing up the grill is the first step in preparing for the barbecue.

پر کردن گریل اولین قدم در آماده شدن برای باربکیو است.

we spent the evening gassing and reminiscing about old times.

ما شب را به صحبت کردن و یادآوری خاطرات قدیمی گذراندیم.

gassing the tires regularly ensures better fuel efficiency.

باد کردن منظم لاستیک‌ها باعث افزایش بهره‌وری سوخت می‌شود.

after gassing, they decided to take a scenic route home.

پس از صحبت کردن، آنها تصمیم گرفتند مسیر دیدنی را به خانه بروند.

she enjoys gassing with friends over coffee every saturday.

او از صحبت کردن با دوستانش در مورد قهوه هر شنبه لذت می‌برد.

gassing up the bike before the race is crucial for performance.

پر کردن موتور سیکلت قبل از مسابقه برای عملکرد بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید