gator

[ایالات متحده]/ˈɡeɪtə/
[بریتانیا]/ˈɡeɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخفف تمساح

عبارات و ترکیب‌ها

gator bait

طعمه تمساح

gator wrestling

کشتی با تمساح

gator park

پارک تمساح

gator tour

تور تمساح

baby gator

تمساح بچه

gator hunt

شکار تمساح

gator farm

مزرعه تمساح

gator safety

ایمنی با تمساح

gator sightings

مشاهدات تمساح

gator eyes

چشم‌های تمساح

جملات نمونه

the gator lurked in the water, waiting for its prey.

غول‌آماری در آب کمین کرده بود و منتظر طعمه‌اش بود.

we saw a gator sunbathing on the riverbank.

ما یک غول‌آماری را دیدیم که روی ساحل رودخانه آفتاب می‌گرفت.

gators are often found in swamps and marshes.

غول‌آماری‌ها اغلب در مرداب‌ها و تالاب‌ها یافت می‌شوند.

the tour guide warned us about the aggressive gator.

راهنمای تور ما را در مورد غول‌آماری تهاجمی آگاه کرد.

gator wrestling is a popular attraction in florida.

مسابقه با غول‌آماری یک جاذبه محبوب در فلوریدا است.

we learned about the gator's diet in biology class.

ما در کلاس زیست‌شناسی در مورد رژیم غذایی غول‌آماری یاد گرفتیم.

the gator's powerful jaws can crush bones.

چانه های قدرتمند غول‌آماری می تواند استخوان ها را خرد کند.

it's important to respect the gator's territory.

احترام به قلمرو غول‌آماری مهم است.

many people are fascinated by the gator's ancient lineage.

بسیاری از مردم از سابقه باستانی غول‌آماری مجذوب هستند.

the gator's skin is tough and used for leather products.

پوست غول‌آماری سفت است و برای محصولات چرمی استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید