gaur

[ایالات متحده]/ɡɔː/
[بریتانیا]/ɡɑːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گاومیش هندی، یک گونه بزرگ از گاوهای وحشی که در هند و میانمار یافت می‌شود
Word Forms
جمعgaurs

عبارات و ترکیب‌ها

gaur herd

گاو وحشی

wild gaur

گاو وحشی

gaur population

جمعیت گاو

gaur habitat

زیستگاه گاو

gaur conservation

حفظ گاو

gaur sightings

مشاهدات گاو

gaur behavior

رفتار گاو

gaur species

گونه گاو

gaur grazing

چرای گاو

domestic gaur

گاو اهلی

جملات نمونه

gaur are known for their impressive size and strength.

گاور به دلیل جثه و قدرت چشمگیرشان مشهور هستند.

in the wild, the gaur typically roams in small herds.

در طبیعت، گاور معمولاً در گروه‌های کوچک سرگردانی می‌کنند.

the gaur is a herbivorous animal that feeds on grass and leaves.

گاور حیوانی گیاه‌خوار است که از علف و برگ تغذیه می‌کند.

conservation efforts are important for the protection of the gaur.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از گاور مهم هستند.

many tourists visit india to see the majestic gaur in its natural habitat.

بسیاری از گردشگران برای دیدن گاور باشکوه در زیستگاه طبیعی‌اش به هند سفر می‌کنند.

the gaur can weigh up to 1,000 kilograms.

گاور می‌تواند تا 1000 کیلوگرم وزن داشته باشد.

gaur are often mistaken for bison due to their similar appearance.

گاور اغلب به دلیل ظاهر مشابهشان با گاومیش اشتباه گرفته می‌شوند.

observing a gaur in the wild can be an unforgettable experience.

مشاهده گاور در طبیعت می‌تواند تجربه‌ای فراموش‌نشدنی باشد.

the gaur plays a significant role in its ecosystem as a large herbivore.

گاور به عنوان یک گیاه‌خوار بزرگ نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کند.

efforts to study the gaur's behavior are ongoing in several national parks.

تلاش‌ها برای مطالعه رفتار گاور در حال انجام است در چندین پارک ملی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید