bison

[ایالات متحده]/'baɪs(ə)n/
[بریتانیا]/'baɪsn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بایسون آمریکای شمالی؛ بایسون اروپایی

عبارات و ترکیب‌ها

American bison

گاومیش آمریکایی

جملات نمونه

Large herds of bison used to live on the plains of North America.

گله‌های بزرگ گاومیش زمانی در دشت‌های آمریکای شمالی زندگی می‌کردند.

An animal(B. bonasus) of Europe, similar to but somewhat smaller than the bison; a wisent.

حیوان (B. bonasus) از اروپا، شبیه به گاومیش اما کمی کوچکتر؛ گاومیش اروپایی.

In the year 1700,about 60 million bison wandered freely in North America.

در سال 1700، حدود 60 میلیون گاومیش آزادانه در آمریکای شمالی سرگردانی می‌کردند.

The bison roamed freely on the vast grasslands.

گاومیش‌ها آزادانه در دشت‌های وسیع سرگردانی می‌کردند.

The bison population has been steadily increasing in recent years.

جمعیت گاومیش‌ها در سال‌های اخیر به طور پیوسته در حال افزایش بوده است.

The bison is an iconic symbol of the American West.

گاومیش یک نماد نمادین غرب آمریکا است.

Tourists flocked to see the majestic bison in the national park.

گردشگران برای دیدن گاومیش‌های باشکوه در پارک ملی هجوم آوردند.

The bison herds migrate seasonally to find food.

گله‌های گاومیش به صورت فصلی برای یافتن غذا مهاجرت می‌کنند.

The indigenous people revered the bison for its strength and resilience.

مردم بومی گاومیش را به خاطر قدرت و تاب‌آوری‌اش مورد احترام قرار می‌دادند.

The bison's thick fur provides insulation against harsh weather conditions.

پوش موی ضخیم گاومیش در برابر شرایط آب و هوای سخت، عایق‌بندی می‌کند.

The bison is a herbivorous animal, primarily feeding on grasses.

گاومیش یک حیوان گیاه‌خوار است که عمدتاً از علف‌ها تغذیه می‌کند.

The bison played a crucial role in the history of the American Plains tribes.

گاومیش نقش مهمی در تاریخ قبایل آمریکایی دشت‌ها داشت.

Conservation efforts are underway to protect the bison populations from extinction.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از جمعیت گاومیش‌ها در برابر انقراض در حال انجام است.

نمونه‌های واقعی

There are no bison here yet, only cattle.

هنوز گاومیشی در اینجا وجود ندارد، فقط گاو.

منبع: National Geographic Anthology

The most important animal to the Sioux, however, was the bison.

با این حال، مهم ترین حیوان برای سرخپوستان سیوکس گاومیش بود.

منبع: National Parks of the United States

The whole idea is to sort of emulate the bison in olden days.

کل ایده تقلید از گاومیش در دوران قدیم است.

منبع: Vox opinion

We do have live bison in San Francisco, if you haven't seen it.

ما گاومیش های زنده در سان فرانسیسکو داریم، اگر آن را ندیده اید.

منبع: Twitter founder Jack Dorsey speech

Now 82 tribes across the U. S. have more than 20,000 bison in 65 herds.

اکنون 82 قبیله در سراسر ایالات متحده بیش از 20000 گاومیش در 65 گله دارند.

منبع: VOA Special December 2022 Collection

This autumn, Heinert's group has moved 2,041 bison to 22 tribes in 10 states.

در این پاییز، گروه هاینرت 2041 گاومیش را به 22 قبیله در 10 ایالت منتقل کرده است.

منبع: VOA Special November 2022 Collection

He falls and joins the bison in its tomb.

او می افتد و به گاومیش در مقبره اش می پیوندد.

منبع: North American Great Plains - Wild New World

Or capitulating to bison at the entrance to Yellowstone.

یا تسلیم گاومیش در ورودی یلوستون.

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

And a century ago, the bison were reduced to barely 1,000.

و یک قرن پیش، جمعیت گاومیش ها به سختی به 1000 رسیده بود.

منبع: BBC documentary "Our Planet"

The park is now a protected area for bison.

پارک اکنون یک منطقه حفاظت شده برای گاومیش است.

منبع: National Parks of the United States

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید