gavages

[ایالات متحده]/ɡæˈvɑːʒ/
[بریتانیا]/ɡæˈvæʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تغذیه غذای مایع به حیوانات از طریق لوله

عبارات و ترکیب‌ها

gavage feeding

تغذیه با گاواژ

gavage technique

تکنیک گاواژ

gavage process

فرآیند گاواژ

gavage method

روش گاواژ

gavage tube

لوله گاواژ

gavage practice

تمرین گاواژ

gavage animals

حیوانات گاواژ

gavage studies

مطالعات گاواژ

gavage protocols

پروتکل‌های گاواژ

gavage risks

خطرات گاواژ

جملات نمونه

gavage is often used in the production of foie gras.

گاواژ اغلب در تولید فوآ گرا استفاده می‌شود.

the process of gavage can be controversial.

فرآیند گاواژ می‌تواند بحث‌برانگیز باشد.

farmers use gavage to increase the weight of their livestock.

کشاورزان از گاواژ برای افزایش وزن دام‌های خود استفاده می‌کنند.

gavage should be performed with care to avoid harming the animal.

گاواژ باید با احتیاط انجام شود تا به حیوان آسیب نرسد.

many animal rights activists oppose the practice of gavage.

بسیاری از فعالان حقوق حیوانات با عمل گاواژ مخالفند.

gavage is a method of force-feeding commonly used in farming.

گاواژ روشی از تغذیه اجباری است که معمولاً در کشاورزی استفاده می‌شود.

some countries have banned the use of gavage in animal farming.

برخی از کشورها استفاده از گاواژ در کشاورزی حیوانات را ممنوع کرده‌اند.

veterinarians often discuss the ethics of gavage.

دامپزشکان اغلب در مورد اخلاق گاواژ بحث می‌کنند.

gavage can lead to health issues in animals if not done properly.

اگر گاواژ به درستی انجام نشود، می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی در حیوانات شود.

it is important to monitor the animal's condition during gavage.

در طول گاواژ، مهم است که وضعیت حیوان را زیر نظر داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید