gendarmeries

[ایالات متحده]/ʒɒŋ'dɑːrmə'rɪ/
[بریتانیا]/ʒɑnˈdɑrməri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ژاندارمری؛ ژاندارمری

جملات نمونه

The gendarmerie was called to investigate the robbery.

گارد ژاندارمری برای بررسی سرقت احضار شد.

The gendarmerie patrolled the streets to ensure safety.

ژاندارمری برای اطمینان از ایمنی، در خیابان ها گشت می زد.

The gendarmerie arrested the suspect for questioning.

ژاندارمری مظنون را برای بازجویی دستگیر کرد.

The gendarmerie is responsible for maintaining public order.

ژاندارمری مسئول حفظ نظم عمومی است.

The gendarmerie conducted a search of the area for evidence.

ژاندارمری برای یافتن سرنخ ها، در منطقه جستجو انجام داد.

The gendarmerie intervened to break up the fight.

ژاندارمری برای متوقف کردن درگیری مداخله کرد.

The gendarmerie provides security for the event.

ژاندارمری امنیت رویداد را تامین می کند.

The gendarmerie works closely with the local police.

ژاندارمری به طور نزدیک با پلیس محلی همکاری می کند.

The gendarmerie responded quickly to the emergency call.

ژاندارمری به سرعت به تماس اضطراری پاسخ داد.

The gendarmerie is a branch of the military responsible for law enforcement.

ژاندارمری شاخه ای از ارتش مسئول اجرای قانون است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید