constabulary

[ایالات متحده]/kən'stæbjʊlərɪ/
[بریتانیا]/kən'stæbjə'lɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیروی پلیس یک منطقه یا کشور خاص.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

The constabulary was called to the scene of the crime.

گارد پلیس برای بررسی صحنه جرم احضار شد.

The constabulary patrolled the streets to ensure safety.

گارد پلیس برای اطمینان از ایمنی، در خیابان‌ها گشت می‌زد.

The constabulary arrested the suspect.

گارد پلیس مظنون را دستگیر کرد.

The constabulary conducted an investigation into the theft.

گارد پلیس تحقیقاتی در مورد سرقت انجام داد.

The constabulary works closely with the community to prevent crime.

گارد پلیس برای جلوگیری از جرم و جنایت، به طور نزدیک با جامعه همکاری می‌کند.

The constabulary is responsible for maintaining law and order in the area.

گارد پلیس مسئول حفظ قانون و نظم در منطقه است.

The constabulary responded quickly to the emergency call.

گارد پلیس به سرعت به تماس اضطراری پاسخ داد.

The constabulary provides training for new recruits.

گارد پلیس برای نیروهای جدید آموزش فراهم می‌کند.

The constabulary enforces traffic laws to ensure road safety.

گارد پلیس قوانین رانندگی را برای اطمینان از ایمنی جاده‌ها اجرا می‌کند.

The constabulary collaborates with other law enforcement agencies on major cases.

گارد پلیس در موارد بزرگ با سایر سازمان‌های مجری قانون همکاری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید