genders

[ایالات متحده]/ˈdʒɛndəz/
[بریتانیا]/ˈdʒɛndərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت مرد یا زن بودن؛ دسته‌هایی در زبان‌های خاص (مذکر، مؤنث، خنثی) که بر پایانه‌های کلمات تأثیر می‌گذارد

عبارات و ترکیب‌ها

different genders

جنسیت‌های مختلف

genders equality

برابری جنسیتی

genders identity

هویت جنسیتی

genders roles

نقش‌های جنسیتی

genders spectrum

طیف جنسیتی

genders diversity

تنوع جنسیتی

genders fluidity

انعطاف‌پذیری جنسیتی

genders norms

هنجارهای جنسیتی

genders differences

تفاوت‌های جنسیتی

genders expression

ابراز جنسیتی

جملات نمونه

many cultures recognize more than two genders.

بسیاری از فرهنگ‌ها بیش از دو جنسیت را به رسمیت می‌شناسند.

genders can influence how people express themselves.

جنسیت‌ها می‌توانند بر نحوه ابراز خود افراد تأثیر بگذارند.

understanding different genders is important for inclusivity.

درک تفاوت‌های جنسیتی برای ایجاد فراگیری مهم است.

some languages have gendered nouns for different genders.

برخی از زبان‌ها برای جنسیت‌های مختلف اسامی جنسیتی دارند.

society often imposes roles based on genders.

جامعه اغلب نقش‌هایی را بر اساس جنسیت تحمیل می‌کند.

people of all genders deserve equal rights.

افراد از همه جنسیت‌ها شایسته حقوق برابر هستند.

genders can be fluid and change over time.

جنسیت‌ها می‌توانند سیال باشند و در طول زمان تغییر کنند.

discussions about genders are becoming more common.

بحث درباره جنسیت‌ها رایج‌تر شده است.

education on genders can reduce discrimination.

آموزش در مورد جنسیت‌ها می‌تواند تبعیض را کاهش دهد.

art can reflect the diversity of genders.

هنر می‌تواند تنوع جنسیت‌ها را منعکس کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید