genss

[ایالات متحده]/ˈdʒɛns/
[بریتانیا]/ˈdʒɛns/

ترجمه

n. قبیله رومی باستان؛ در انسان‌شناسی، یک قبیله یا طایفه، به‌ویژه یک قبیله پدرخطی

عبارات و ترکیب‌ها

genss approach

رویکرد جنسس

genss model

مدل جنسس

genss analysis

تجزیه و تحلیل جنسس

genss system

سیستم جنسس

genss framework

چارچوب جنسس

genss method

روش جنسس

genss technique

تکنیک جنسس

genss process

فرآیند جنسس

genss tool

ابزار جنسس

genss solution

راه حل جنسس

جملات نمونه

she has a knack for understanding genss.

او استعداد درک ژنس‌ها را دارد.

genss can often be found in nature.

ژنس‌ها اغلب در طبیعت یافت می‌شوند.

he has a great interest in genss studies.

او علاقه زیادی به مطالعات ژنس‌ها دارد.

many people are unaware of genss significance.

بسیاری از مردم از اهمیت ژنس‌ها آگاه نیستند.

genss plays a crucial role in ecology.

ژنس‌ها نقش مهمی در اکولوژی ایفا می‌کند.

understanding genss can improve our environment.

درک ژنس‌ها می‌تواند محیط زیست ما را بهبود بخشد.

she is writing a paper on genss behavior.

او در حال نوشتن مقاله‌ای در مورد رفتار ژنس‌ها است.

genss are essential for maintaining biodiversity.

ژنس‌ها برای حفظ تنوع زیستی ضروری هستند.

he often discusses genss with his peers.

او اغلب با همسالان خود در مورد ژنس‌ها صحبت می‌کند.

we need to protect genss habitats.

ما باید از زیستگاه‌های ژنس‌ها محافظت کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید