gesturally

[ایالات متحده]/ˈdʒestʃərəli/
[بریتانیا]/ˈdʒestʃərəli/

ترجمه

adv. از طریق حرکات؛ به روش حرکتی

جملات نمونه

the conductor gesturally signaled the musicians to begin.

رهبر با اشاره از نوازندگان خواست شروع کنند.

she gesturally indicated where i should sit.

او با اشاره نشان داد که من کجا باید بنشینم.

the speaker gesturally emphasized each key point.

سخنرانی با اشاره بر هر نکته کلیدی تاکید کرد.

he gesturally pointed toward the exit door.

او با اشاره به سمت در خروجی اشاره کرد.

the waiter gesturally showed me to my table.

خدمتکار با اشاره من را به میز من راهنمایی کرد.

they gesturally communicated across the crowded room.

آنها در میان جمعیت با اشاره با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.

the teacher gesturally demonstrated the proper technique.

معلم با اشاره تکنیک مناسب را نشان داد.

she gesturally suggested that we leave immediately.

او با اشاره پیشنهاد کرد که ما فوراً برویم.

the interpreter gesturally conveyed the speaker's emotions.

مترجم با اشاره احساسات سخنران را منتقل کرد.

he gesturally warned us about the approaching storm.

او با اشاره درباره طوفان قریب الوقوع به ما هشدار داد.

the performer gesturally told the story without words.

اجرا کننده با اشاره داستان را بدون کلمه گفت.

she gesturally requested silence from the audience.

او با اشاره از تماشاگران خواست سکوت کنند.

they gesturally celebrated their unexpected victory.

آنها با اشاره پیروزی غیرمنتظره خود را جشن گرفتند.

the coach gesturally instructed the players during the game.

مربی در طول بازی با اشاره به بازیکنان دستور داد.

she gesturally acknowledged the applause from the crowd.

او با اشاره تشویق تماشاچیان را پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید