gestures

[ایالات متحده]/ˈdʒɛstʃəz/
[بریتانیا]/ˈdʒɛstʃərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع اشاره؛ حرکات که ایده‌ها یا احساسات را بیان می‌کنند
v. شکل سوم شخص مفرد اشاره؛ برای انجام یک اشاره

عبارات و ترکیب‌ها

friendly gestures

حرکات دوستانه

positive gestures

حرکات مثبت

hand gestures

حرکات دست

gestures of kindness

حرکات مهربانی

expressive gestures

حرکات نمایشی

social gestures

حرکات اجتماعی

subtle gestures

حرکات ظریف

gestures of support

حرکات حمایتی

cultural gestures

حرکات فرهنگی

nonverbal gestures

حرکات غیرکلامی

جملات نمونه

his gestures were filled with enthusiasm.

حرکات او سرشار از شور و اشتیاق بود.

she used gestures to express her feelings.

او از حرکات برای بیان احساسات خود استفاده کرد.

gestures can sometimes speak louder than words.

گاهی اوقات حرکات می‌توانند از کلمات بلندتر صحبت کنند.

in sign language, gestures are essential for communication.

در زبان اشاره، حرکات برای برقراری ارتباط ضروری هستند.

his gestures indicated that he was confused.

حرکات او نشان می‌داد که او گیج است.

she made a few gestures to get his attention.

او برای جلب توجه او چند حرکت انجام داد.

gestures can enhance the meaning of spoken language.

حرکات می‌توانند معنای زبان گفتاری را افزایش دهند.

they communicated through gestures when words failed.

وقتی کلمات شکست خوردند، آنها از طریق حرکات ارتباط برقرار کردند.

his gestures were exaggerated to make a point.

برای تأکید بر یک نکته، حرکات او اغراق‌آمیز بود.

understanding cultural gestures is important in communication.

درک حرکات فرهنگی برای برقراری ارتباط مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید