gets

[ایالات متحده]/ɡɛts/
[بریتانیا]/getz/

ترجمه

v. دریافت می‌کند؛ به دست می‌آورد؛ به دست می‌گیرد؛ مالک می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

gets along with

با کسی خوب بودن

gets better

بهتر می‌شود

gets cold

سرد می‌شود

gets on with

با کسی خوب بودن

gets up early

صبح زود بیدار می‌شود

gets to know

با کسی آشنا می‌شود

gets tired

خسته می‌شود

gets used to

به آن عادت می‌کند

gets wet

خیس می‌شود

gets worse

بدتر می‌شود

جملات نمونه

She gets a promotion at work.

او در محل کار ترفیع می‌گیرد.

He gets tired easily.

او به راحتی خسته می‌شود.

I get hungry around noon.

من تقریباً در ظهر گرسنه می‌شوم.

The car gets good gas mileage.

خودرو مصرف سوخت خوبی دارد.

They get along well with each other.

آنها با یکدیگر خوب ارتباط دارند.

We get the news from the radio.

ما اخبار را از رادیو می‌گیریم.

She gets upset easily.

او به راحتی ناراحت می‌شود.

I get a headache when I'm stressed.

وقتی استرس دارم سردرد می‌گیرم.

He gets paid every week.

او هر هفته حقوق می‌گیرد.

The team gets the trophy.

تیم جام را به دست می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید