ghillies

[ایالات متحده]/ˈɡɪli/
[بریتانیا]/ˈɡɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی کفش با بند و اغلب تزئین شده با لبه‌ها؛ اصطلاح دیگری برای گلی

عبارات و ترکیب‌ها

ghillie suit

لباس غلی

ghillie boots

نیم‌بوت غلی

ghillie jacket

ژاکت غلی

ghillie camouflage

استتار غلی

ghillie design

طراحی غلی

ghillie gear

تجهیزات غلی

ghillie netting

شبکه غلی

ghillie style

سبک غلی

ghillie trousers

شلوار غلی

ghillie vest

جلیقه غلی

جملات نمونه

he wore a ghillie suit to blend in with the surroundings.

او برای هماهنگی با محیط اطراف لباس غلیه پوشید.

the ghillie design helps hunters remain undetected.

طراحی غلیه به شکارچیان کمک می کند تا شناسایی نشوند.

she crafted a ghillie for her outdoor photography.

او یک غلیه برای عکاسی فضای باز خود ساخت.

ghillies are essential for stealth in the field.

غلیه برای پنهان ماندن در صحرا ضروری است.

he learned how to make a ghillie from online tutorials.

او یاد گرفت که چگونه یک غلیه را از آموزش های آنلاین بسازد.

the ghillie suit kept him warm and camouflaged.

لباس غلیه او را گرم و استتار کرد.

using a ghillie can improve your chances of success.

استفاده از غلیه می تواند شانس موفقیت شما را افزایش دهد.

many military personnel wear ghillies during operations.

بسیاری از پرسنل نظامی در طول عملیات از غلیه استفاده می کنند.

the ghillie technique is popular among wildlife photographers.

تکنیک غلیه در بین عکاسان حیات وحش محبوب است.

he spent hours perfecting his ghillie camouflage.

او ساعت ها وقت صرف بهبود استتار غلیه خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید