ghosties

[ایالات متحده]/ˈɡəʊsti/
[بریتانیا]/ˈɡoʊsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه به یک روح

عبارات و ترکیب‌ها

ghosty figure

شکل شبح

ghosty presence

حضور شبح

ghosty sounds

صداهای شبح

ghosty whispers

نجواهای شبح

ghosty vibes

فضای شبح

ghosty lights

نورهای شبح

ghosty shadows

سایه‌های شبح

ghosty tales

داستان‌های شبح

ghosty laughter

خنده شبح

ghosty atmosphere

فضای شبح

جملات نمونه

the abandoned house had a ghosty atmosphere.

خانه متروکه حال و هوای وهم‌آلود داشت.

she told a ghosty tale by the campfire.

او داستانی وهم‌آلود را کنار آتش تعریف کرد.

the ghosty figure disappeared into the mist.

شخصیت وهم‌آلود در مه محو شد.

his ghosty laughter echoed in the empty room.

خنده‌های وهم‌آلود او در اتاق خالی طنین‌انداز شد.

the ghosty shadows danced on the wall.

سایه‌های وهم‌آلود روی دیوار رقصیدند.

there was a ghosty chill in the air.

هوای وهم‌آلود وجود داشت.

the ghosty lights flickered in the distance.

چراغ‌های وهم‌آلود در دوردست چشمک می‌زدند.

he felt a ghosty presence in the old castle.

او حضور وهم‌آلود را در قلعه قدیمی احساس کرد.

the movie had a ghosty vibe that kept me on edge.

فیلم حال و هوای وهم‌آلود داشت که مرا مضطرب نگه می‌داشت.

they explored the ghosty ruins at night.

آنها در شب ویرانه‌های وهم‌آلود را کاوش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید