gildhall

[ایالات متحده]/ˈɡɪld.hɔːl/
[بریتانیا]/ˈɡɪld.hɔl/

ترجمه

n. تالار انجمن، تالار شهر؛ تالار شهری
Word Forms
جمعgildhalls

عبارات و ترکیب‌ها

gildhall meeting

جلسه گیلدهال

gildhall event

رویداد گیلدهال

gildhall services

خدمات گیلدهال

gildhall reception

دریافت گیلدهال

gildhall ceremony

مراسم گیلدهال

gildhall office

دفتر گیلدهال

gildhall tour

تور گیلدهال

gildhall staff

پرسنل گیلدهال

gildhall policy

سیاست گیلدهال

gildhall council

شورای گیلدهال

جملات نمونه

the gildhall was beautifully decorated for the ceremony.

تالار طلایی به زیبایی برای مراسم تزئین شده بود.

we held our annual meeting in the gildhall.

ما نشست سالانه خود را در تالار طلایی برگزار کردیم.

the gildhall serves as a community center for events.

تالار طلایی به عنوان یک مرکز اجتماعی برای رویدادها عمل می کند.

many historical documents are displayed in the gildhall.

اسناد تاریخی زیادی در تالار طلایی به نمایش گذاشته شده اند.

the gildhall has a rich history dating back centuries.

تالار طلایی دارای تاریخچه غنی است که به قرن ها باز می گردد.

local artists showcased their work in the gildhall.

هنرمندان محلی آثار خود را در تالار طلایی به نمایش گذاشتند.

the gildhall is a popular venue for weddings.

تالار طلایی یک مکان محبوب برای عروسی ها است.

visitors can take guided tours of the gildhall.

بازدیدکنندگان می توانند در تورهای هدایت شده تالار طلایی شرکت کنند.

the gildhall hosts various cultural events throughout the year.

تالار طلایی در طول سال میزبان رویدادهای فرهنگی مختلف است.

renovations to the gildhall are set to begin next month.

بازسازی تالار طلایی قرار است ماه آینده آغاز شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید