gilds the truth
زینت بخشیدن حقیقت
gilds the lily
زیادهروی در تزئین
gilds the past
زینت بخشیدن گذشته
gilds the moment
زینت بخشیدن لحظه
gilds the story
زینت بخشیدن داستان
gilds the image
زینت بخشیدن تصویر
gilds the experience
زینت بخشیدن تجربه
gilds the memory
زینت بخشیدن خاطره
gilds the narrative
زینت بخشیدن روایت
gilds the details
زینت بخشیدن جزئیات
the artist gilds the frame to enhance its beauty.
هنرمند برای افزایش زیبایی آن، قاب را با طلا تزئین میکند.
she gilds her words with sweet compliments.
او کلمات خود را با تعارفات شیرین زینت میدهد.
the sun gilds the horizon at sunset.
خورشید افق را هنگام غروب آفتاب با طلا تزئین میکند.
he gilds the truth to make it more appealing.
او حقیقت را برای جذابتر کردن آن با طلا تزئین میکند.
the company gilds its products with flashy advertising.
شرکت محصولات خود را با تبلیغات چشمگیر با طلا تزئین میکند.
they gild the occasion with extravagant decorations.
آنها این مناسبت را با دکوراسیونهای مجلل با طلا تزئین میکنند.
she gilds her resume with impressive achievements.
او رزومه خود را با دستاوردهای چشمگیر با طلا تزئین میکند.
the chef gilds the dish with edible gold.
سرآشپز غذا را با طلای خوراکی با طلا تزئین میکند.
the poet gilds her verses with rich imagery.
شاعر غزلهای خود را با تصاویر غنی با طلا تزئین میکند.
he gilds his lifestyle with luxury and comfort.
او سبک زندگی خود را با تجمل و راحتی با طلا تزئین میکند.
gilds the truth
زینت بخشیدن حقیقت
gilds the lily
زیادهروی در تزئین
gilds the past
زینت بخشیدن گذشته
gilds the moment
زینت بخشیدن لحظه
gilds the story
زینت بخشیدن داستان
gilds the image
زینت بخشیدن تصویر
gilds the experience
زینت بخشیدن تجربه
gilds the memory
زینت بخشیدن خاطره
gilds the narrative
زینت بخشیدن روایت
gilds the details
زینت بخشیدن جزئیات
the artist gilds the frame to enhance its beauty.
هنرمند برای افزایش زیبایی آن، قاب را با طلا تزئین میکند.
she gilds her words with sweet compliments.
او کلمات خود را با تعارفات شیرین زینت میدهد.
the sun gilds the horizon at sunset.
خورشید افق را هنگام غروب آفتاب با طلا تزئین میکند.
he gilds the truth to make it more appealing.
او حقیقت را برای جذابتر کردن آن با طلا تزئین میکند.
the company gilds its products with flashy advertising.
شرکت محصولات خود را با تبلیغات چشمگیر با طلا تزئین میکند.
they gild the occasion with extravagant decorations.
آنها این مناسبت را با دکوراسیونهای مجلل با طلا تزئین میکنند.
she gilds her resume with impressive achievements.
او رزومه خود را با دستاوردهای چشمگیر با طلا تزئین میکند.
the chef gilds the dish with edible gold.
سرآشپز غذا را با طلای خوراکی با طلا تزئین میکند.
the poet gilds her verses with rich imagery.
شاعر غزلهای خود را با تصاویر غنی با طلا تزئین میکند.
he gilds his lifestyle with luxury and comfort.
او سبک زندگی خود را با تجمل و راحتی با طلا تزئین میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید