gilds

[ایالات متحده]/ɡɪldz/
[بریتانیا]/ɡɪldz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با لایه‌ای نازک از طلا پوشاندن؛ به چیزی رنگ طلایی دادن؛ افزودن زینت‌های غیرضروری که از کمال اصلی می‌کاهد؛ به طور غیرضروری تزئین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gilds the truth

زینت بخشیدن حقیقت

gilds the lily

زیاده‌روی در تزئین

gilds the past

زینت بخشیدن گذشته

gilds the moment

زینت بخشیدن لحظه

gilds the story

زینت بخشیدن داستان

gilds the image

زینت بخشیدن تصویر

gilds the experience

زینت بخشیدن تجربه

gilds the memory

زینت بخشیدن خاطره

gilds the narrative

زینت بخشیدن روایت

gilds the details

زینت بخشیدن جزئیات

جملات نمونه

the artist gilds the frame to enhance its beauty.

هنرمند برای افزایش زیبایی آن، قاب را با طلا تزئین می‌کند.

she gilds her words with sweet compliments.

او کلمات خود را با تعارفات شیرین زینت می‌دهد.

the sun gilds the horizon at sunset.

خورشید افق را هنگام غروب آفتاب با طلا تزئین می‌کند.

he gilds the truth to make it more appealing.

او حقیقت را برای جذاب‌تر کردن آن با طلا تزئین می‌کند.

the company gilds its products with flashy advertising.

شرکت محصولات خود را با تبلیغات چشمگیر با طلا تزئین می‌کند.

they gild the occasion with extravagant decorations.

آنها این مناسبت را با دکوراسیون‌های مجلل با طلا تزئین می‌کنند.

she gilds her resume with impressive achievements.

او رزومه خود را با دستاوردهای چشمگیر با طلا تزئین می‌کند.

the chef gilds the dish with edible gold.

سرآشپز غذا را با طلای خوراکی با طلا تزئین می‌کند.

the poet gilds her verses with rich imagery.

شاعر غزلهای خود را با تصاویر غنی با طلا تزئین می‌کند.

he gilds his lifestyle with luxury and comfort.

او سبک زندگی خود را با تجمل و راحتی با طلا تزئین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید