impairs

[ایالات متحده]/ɪmˈpeəz/
[بریتانیا]/ɪmˈpɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را تضعیف یا آسیب رساندن

عبارات و ترکیب‌ها

impairs vision

تأثیر بر بینایی

impairs performance

تأثیر بر عملکرد

impairs function

تأثیر بر عملکرد

impairs health

تأثیر بر سلامتی

impairs judgment

تأثیر بر قضاوت

impairs ability

تأثیر بر توانایی

impairs safety

تأثیر بر ایمنی

impairs memory

تأثیر بر حافظه

impairs concentration

تأثیر بر تمرکز

impairs communication

تأثیر بر ارتباطات

جملات نمونه

excessive noise impairs concentration.

سر و صدای بیش از حد باعث کاهش تمرکز می‌شود.

smoking impairs lung function.

سیگار کشیدن باعث کاهش عملکرد ریه می‌شود.

poor nutrition impairs physical health.

کمبود تغذیه مناسب باعث کاهش سلامت جسمانی می‌شود.

stress impairs decision-making abilities.

استرس باعث کاهش توانایی تصمیم‌گیری می‌شود.

lack of sleep impairs cognitive performance.

کمبود خواب باعث کاهش عملکرد شناختی می‌شود.

alcohol consumption impairs motor skills.

مصرف الکل باعث کاهش مهارت‌های حرکتی می‌شود.

injuries can impair mobility.

آسیب‌ها می‌توانند باعث کاهش تحرک شوند.

neglecting mental health impairs overall well-being.

بی‌توجهی به سلامت روان باعث کاهش رفاه کلی می‌شود.

exposure to toxins impairs immune function.

قرار گرفتن در معرض سموم باعث کاهش عملکرد سیستم ایمنی می‌شود.

distractions in the workplace impair productivity.

حواس‌پرتی در محل کار باعث کاهش بهره‌وری می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید