gingernut

[ایالات متحده]/ˈdʒɪndʒə(n)nʌt/
[بریتانیا]/ˈdʒɪndʒərˌnʌt/

ترجمه

n. نوعی بیسکویت سخت و شیرین که با زنجبیل طعم‌دار شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gingernut biscuit

بیسکویت جینجرنات

gingernut cookie

کیک جینجرنات

gingernut crunch

خشخیش جینجرنات

gingernut flavor

طعم جینجرنات

gingernut cake

کیک جینجرنات

gingernut snack

میان وعده جینجرنات

gingernut tea

چای جینجرنات

gingernut fudge

فاج جینجرنات

gingernut treat

لذت جینجرنات

gingernut spread

اسپرد جینجرنات

جملات نمونه

she enjoys a gingernut with her tea.

او از خوردن بیسکویت زنجبیلی با چای خود لذت می برد.

gingernuts are a popular snack in many households.

بیسکویت زنجبیلی یک میان وعده محبوب در بسیاری از خانه ها است.

he offered her a gingernut after dinner.

او بعد از شام یک بیسکویت زنجبیلی به او پیشنهاد داد.

gingernuts can be quite crunchy and flavorful.

بیسکویت زنجبیلی می تواند بسیار ترد و خوش طعم باشد.

they baked a batch of gingernuts for the party.

آنها یک دسته بیسکویت زنجبیلی برای مهمانی پختند.

she prefers gingernuts over chocolate cookies.

او بیسکویت زنجبیلی را بیشتر از بیسکویت های شکلاتی ترجیح می دهد.

gingernuts are often enjoyed during the holidays.

بیسکویت زنجبیلی اغلب در تعطیلات لذت بخش است.

he dipped his gingernut into his coffee.

او بیسکویت زنجبیلی خود را در قهوه خود فرو برد.

gingernuts can add a spicy kick to your dessert.

بیسکویت زنجبیلی می تواند طعم تند و تیز به دسر شما اضافه کند.

she always keeps a jar of gingernuts in her kitchen.

او همیشه یک شیشه بیسکویت زنجبیلی در آشپزخانه خود نگه می دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید