gipsy

[ایالات متحده]/'dʒipsi/
[بریتانیا]/ˈdʒɪpsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. سرگردان شدن
n. یک عضو از یک قوم عشایری، یک سرگردان
شکل‌های واژه
جمعgipsies

جملات نمونه

That old Gipsy woman tells fortunes.

آن زن کولی پیر فال می‌گوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید